مقاله رایگان درباره فیزیولوژی، گروه کنترل، کارآزمایی بالینی

دانلود پایان نامه

ه آرامبخش دریافت می کردند اما تاثیر معنی داری بر شاخص های فیزیولوژیک این بیماران نداشت. همچنین گوش دادن به موسیقی تاثیر منفی بر وضعیت این بیماران نداشت(56).
هان و همكاران (2010) پژوهشي با هدف تعيين تاثير موسيقي آرامبخش بر شاخصهاي فيزيولوژيك و سطح اضطراب بيماران تحت تهويه مكانيكي در چين انجام دادند. در اين پژوهش كه بصورت كارآزمايي باليني شاهددار تصادفي انجام شد، 137 بيمار به طور تصادفي به سه گروه آزمون (موسيقي)، گروه دارونما (هدفون درون گوش قرار داشته ولي موسقي پخش نميشد) و گروه شاهد تقسيم شدند. تمام موسيقيهاي مورد استفاده آرامبخش بوده و ريتم آرام داشتند. موسيقي به مدت 30 دقيقه بوسيله دستگاه پخش صوتی ، از طريق هدفون پخش شد. شاخصهاي فيزيولوژيك استفاده از مانيتورينگ كنار تخت بيمار اندازهگيري شد. و دادههاي مربوط به اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اشپيل برگر براي هر سه گروه قبل و بعد از مداخله اندازهگيري شد. نتایج با استفاده از آزمون های کروسکال والیس و کای دو (برای نشان دادن اختلاف در گروهها)، و آنالیز واریانس اندازه های تکراری (برای بررسی اختلاف میانگین داده ها در قبل و بعد از تحریک) و آزمون فریدمن (برای بررسی اختلاف بین گروهها) تجزیه و تحلیل شدن . شايعترين مد تهويه مكانيكي استفاده شده، مد تهويه متناوب اجباري هماهنگ شده (9/89%) بود. مقايسه نتايج قبل و بعد نشان داد كه موسيقي در گروه آزمون باعث كاهش فشارخون، تعداد نبض و تنفس شده است (01/0P) اما بر درصد اشباع اكسيژن خون تأثيري نداشته است. در دو گروه ديگر هيچگونه تأثيري بر شاخصهاي فيزيولوژيك مشاهده نشده بود. همچنين موسيقي سبب كاهش اضطراب در گروه آزمون شده بود (001/0 P). یافته های مطالعه نشان داد که گوش دادن به موسیقی می تواند در کوتاه مدت سبب کاهش پاسخ استرس فیزیولوژیکی که بدلیل تهویه مکانیکی افزایش یافته اند ، شود (57).
پژوهش دیگری توسط چانگ و همكاران (2005) تحت عنوان موسيقي و اثرات آن بر شاخص هاي فيزيولوژيك و ميزان اضطراب بيماران تحت تهويه مكانيكي در بخش آي سي يو در كشور چين انجام شد. مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور بوده بطوری که هم محقق و هم بیمار از فرایند مداخله و نوع درمان مطلع نبودند. تعداد 64 بيمار وابسته به ونتيلاتور (32 نفر در گروه موسيقي و 32 نفر در گروه شاهد) بستري در بخش آي سي يو در اين پژوهش شركت كردند. نمونه ها به طور تصادفي به دو گروه آزمون و شاهد تقسيم شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات شامل دو بخش بود. 1- يك نسخه 6 عبارتي C-STAI114 جهت اندازه گيري ميزان اضطراب نمونه ها 2- چك ليست مشاهده اي رفتارهاي استراحت. شاخص هاي فيزيولوژيك شامل تعداد تنفس، ضربان قلب، فشارخون سيستوليك و دياستوليك قبل و بعد از 30 دقيقه مداخله بود که براي دو گروه اندازه گيري شد. همچنین پرسشنامه C-STAI قبل از مداخله و 30 دقیقه پس از مداخله جهت مقایسه قبل و بعد مداخله ارزیابی شد. چک لیست مشاهده ای رفتارهای استراحت نیز قبل و بعد از دوره مداخله بررسی شد. مداخله شامل 30 دقیقه پخش موسیقی آرامش بخش درحالت استراحت را چشمان بسته در گروه تجربه بود که موسیقی از طریق هدفون متصل به دستگاه پخش دارای CD موسیقی برای بیمار اجرا می شد. در گروه شاهد نیز بیماران بمدت 30 دقیق در حالت استراحت بصورت چشمان بسته با هدفون متصل به دستگاه پخش اما بدون CD موسیقی بررسی صورت می گرفت. انتخاب نوع گروهها با یا بدون CD توسط پرستار همکار طرح صورت می گرفت و جمع آوری داده ها با محقق بود. نتایج با آزمون های آماری توصیفی ، من ویتنی ، ویلکاکسون و بن فرنی تجزیه و تحلیل شدند. 39% نمونه ها مشكل تنفسي داشتند. مد تهويه مكانيكي 89% نمونه ها فشار مثبت و 67/90% بیماران دارای لوله تراشه بودند. هيچ تفاوت معني داري بين دو گروه قبل از آزمون در تعداد ضربان قلب، فشار خون سيستوليك و دياستوليك و نمره اضطراب مشاهده نشد. اما تفاوت هاي معني داري بين دو گروه در تعداد تنفس (001/0P) و تعداد ضربان قلب (009/0P) در گروه موسيقي وجود داشت كه نسبت به گروه شاهد كاهش بيشتري را نشان می داد. كاهش معني داري در 4 شاخص فيزيولوژيك براي گروه موسيقي در دوره پسآزمون نشان داده شد: تعداد ضربان قلب 003/0 P ، تعداد تنفس 001/0 P. همچنین در مقایسه دو گروه بر اساس سطح اضطراب با C-STAI در قبل و بعد از موسیقی ، تفاوت آماری معنی داری در گروه مداخله در دوره پس از آزمون مشاهده شد(048/0 P). اما در گروه شاهد هيچگونه كاهش معنيداري در شاخصهای اندازهگيري شده و سطح اضطراب، مشاهده نشد. درنتيجه اين پژوهش نشان ميدهد كه موسيقي ميتواند بطور معنيداري شاخصهاي فيزيولوژيك اضطراب را در بيماران تحت تهويه مكانيكي كاهش دهد (مانند تعداد ضربان قلب، تنفس، فشار خون سيستوليك و دياستوليك). اگرچه افزايش بيشتر رفتارهاي آرامبخش مشاهده شد، اما هيچ تفاوت آماري در ميزان اضطراب نمونهها بعد از موسيقي درماني در اين پژوهش مشاهده نشد. یافته های حاصل از نتایج نشان داد که موسیقی می تواند روشی موثر در کاهش آسیبهای بالقوه ی پاسخهای فیزیولوژیکی که توسط اضطراب ناشی از تهویه مکانیکی افزایش یافته اند ، شود(51).
شادفر، هوشمند و ثمینی(1381) در مطالعه ی نیمه تجربی دو گروهی با عنوان” تأثیر تحریک حسی بر تغییرات سطح هوشیاری بیماران اغماء ناشی از ضربه مغزی ” 76 بیمار اغما با علت ضربه مغزی و GCS:6-10 را که در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امدادی شهید کامیاب مشهد بستری بودند مورد مطالعه قرار دادند. بیماران گروه مداخله حداکثر ظرف 24 ساعت از زمان پذیرش ،
تحریکات حسی را برای 12 ساعت در 24 ساعت و در 14 روز متوالی دریافت کردند اما بیماران گروه کنترل تنها مراقبت های روتین را دریافت کردند. بررسی پاسخ بیماران یکبار در زمان پذیرش بیمار( در طول 6 ساعت اجرا تحریک)،بار دیگر در اواسط کار در نهایت در روز آخر اندازه گیری و ثبت شد.
یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که در گروه سنی کمتر از 16 سال میانگین تغییرات سطح هوشیاری واحد های مورد پژوهش در بین گروه های مداخله (08/1±42/2) و کنترل (76/0 ±01/3) اختلاف آماری معنی داری داشت(05/0 P) در حالی که در گروه سنی بالای 16 سال میانگین تغییرات سطح هوشیاری دو گروه مداخله و کنترل اختلاف آماری معنی داری نداشت(09/0 P و 11/0T= ). علاوه بر این در گروه سنی کمتر از 16 سال، طول مدت بستری واحد های مورد پژوهش در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی داری نداشت (49/0 P و 83/0T=- ) و در گروه سنی بالای 16 سال، طول مدت بستری در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی داری داشت(01/0 P و 65/2T=- ). ضمنا در این مطالعه طول مدت بستری واحد های مورد پژوهش در دو هفته اول و دوم مقایسه گردید و مشخص شد که در هفته اول تفاوت آماری معنی داری بین طول مدت بستری دو گروه مداخله و کنترل وجود داشت (01/0 P ) در حالی که در هفته دوم تفاوت معنی داری بین طول مدت بستری دو گروه وجود نداشت (455/0 P و 76/0T=) و در مجموع دو هفته اختلاف آماری معنی داری بین طول مدت بستری دو گروه وجود داشت(0001/0 P). یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که علی رغم عدم معنی دار بودن تفاوت آماری در بکارگیری برنامه تحریک حسی در افزایش سطح هوشیاری بیماران کمایی در افراد بالای 16 سال ، طول مدت بستری در بیماران با بکارگیری برنامه تحریک حسی کوتاهتر گردیده است (7).
بصامپور و همكاران (1386) پژوهشي يا هدف تعيين تأثير تحريكات شنوايي سازمانيافته بر سطح هوشياري بيماران كمايي در بيمارستانهاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام دادند. در اين پژوهش نيمه تجربي، 30 بيمار كمايي در بخش مراقبتهاي ويژه به روش نمونهگيري در دسترس به پژوهش وارد شده و به طور تصادفي با همسانسازي گروهي همزمان در دو گروه مداخله و شاهد (هركدام 15 نفر) قرار گرفتند. بيماران كمايي حداقل 24 ساعت پس از تثبيت علايم هموديناميك وارد مطالعه ميشدند. بيماران گروه مداخله به مدت دو هفته، هفتهاي 6 بار به فاصله 30 دقيقه با نواري ضبط شده (5 تا 15 دقيقه) از صداي فرد مورد علاقهشان در خانواده دريافت نمودند. شاخصهاي فيزيولوژيك بيماران (فشار خون سيستوليك، تعداد ضربان قلب و فشار متوسط شرياني) نيز ارزيابي گرديد . ابزار بررسي سطح هوشياري معيار كماي گلاسكو بود كه بوسيله آن سطح هوشياري بيماران گروه مداخله روزانه 4 بار قبل و بعد از هر جلسه تحريك ارزيابي شد. در گروه شاهد هم بدون اعمال تحريك با فواصل زماني مشابه گروه مداخله شاخصهاي فيزيولوژيك و نمره سطح هوشياري نمونهها اندازهگيري شد. براساس يافتهها 60% نمونهها مبتلا به كماي غيرتروماتيك بودند. آزمون آماري تي مستقل اختلاف آماري معنيداري بين ميانگين سطح هوشياري روز اول در دو گروه نشان نداد. از سوي ديگر اختلاف آماري معنيداري بين دو گروه در پایان مداخله نشان داد (001/0 P) . درحالیکه ميانگين سطح هوشياري روز چهاردهم بعد از شروع پژوهش در گروه مداخله نسبت به گروه كنترل به ميزان چشمگيري بالاتر بود. اما اختلاف معنيداري بين ميانگين سطح هوشياري روز اول قبل از مطالعه و روز چهاردهم بعد از شروع مطالعه در گروه شاهد وجود نداشت (86/0 P=). باتوجه به يافتهها ، پژوهشگران نتيجه گرفتند، تحريك شنوايي با صداي آشنا در بهبود سطح هوشياري بيماران كمايي مورد پژوهش اثر مثبت دارد(1).
حیدری و همکاران( 2013 ) در پژوهشی کارآزمایی بالینی دو سو کور با عنوان ” مقایسه اثر تحریک شنوایی با صدای آشنا و نا آشنا بر سطح هوشیاری بیماران ضربه مغزی بستری در بخش مراقبت های ویژه ” 45 بیمار کمایی تروماتیک در دانشگاه علوم پزشکی مازندران را مورد مطالعه قرار دادند. نمونه گیری بصورت در دسترس انجام شد. معیارهای ورود شامل بیماران ترومایی سن 15-75 سال از هر دو جنس با GCS≤8 بودند. همچنین در صورت عدم سابقه آسیب مغزی قبلی ، اختلال کاهش شنوایی قبلی ، اتوره ، رینوره و آسیب ناحیه گیجگاهی ، نمونه ها وارد مطالعه می شدند و بصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس کمای گلاسکو بود. در گروه مداخله یک بمدت 2 هفته هر روز دو بار به فاصله حداقل 30 دقیقه نواری ضبط شده از صدای فرد مورد علاقه بیمار از نظر خانواده بمدت 5-10 دقیقه با محتوای معلوم برای بیمار پخش شد. در گروه مداخله 2 تحریک شنوایی با صدای ناآشنا (با صدای محقق ) و با همان محتوا و فواصل گروه مداخله یک برای بیمار پخش شد. در هر دو گروه حداقل 3 بار نام بیمار تکرار می شد. در گروه کنترل نیز بدون انجام تحریک با فواصل زمانی مشابه با گروههای مداخله ، علائم حیاتی و سطح هوشیاری ارزیابی شد و هیچ مداخله ای انجام نشد. سطح هوشیاری و علائم حیاتی قبل ، حین و 2 دقیقه بعد از هر بار تحریک شنوایی ارزیابی شد. تجزیه تحلیل داده ها با آزمونهای توصیفی ، کای اسکوئر ، آنالیز واریانس و Test Log Rank انجام شد.
یافته ها نشان داد که میانگین سطح هوشیاری روز اول مطالعه در گروه مداخله یک 35/1±40/6 و گروه مداخله دوم 39/1±66/5 و گروه کنترل 45/1±53/5 بوده است. میانگین سطح هوشیاری قبل از مداخله در دو گروه مداخله و کنترل ، اختلاف معنی داری نداشتند (202/0P=). اما در مدت زمان رسیدن به GCS=15 بر اساس آزمون Test Log Rank بین گروهها اختلاف معنی داری
وجود داشت (0001/0 P) و بین دو گروه مداخله ی یک و دو ، گروه یک ( با صدای آشنا) زودتر از گروه 2 و کنترل به GCS=15 بر اساس آزمون Test Log Rank رسید(007/0 P). یافته های پژوهش نشان داد که صدای آشنا تاثیر بیشتری بر افزایش سطح هوشیاری بیماران کمایی در مقایسه با صدای نا آشنا دارد(21).
حسن زاده و همکاران (2012) در پژوهشی کارازمایی بالینی با عنوان ” تاثیر تحریکات حسی آشنا بر سطح هوشیاری بیماران ضربه مغزی بخش مراقبت های ویژه ” 60 بیمار ضربه مغزی را در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستان مشهد مورد مطالعه قرار دادند. نمونه ها به روش غیر احتمالی و در دسترس با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. معیارهای ورود برای بیمار شامل بستری با تشخیص ضربه سر (ترومای

دیدگاهتان را بنویسید