مقاله رایگان درباره تصویر بدنی، جراحی زیبایی، پردازش شناختی

دانلود پایان نامه

موقعیتهای جمعی وعملکردی قرارمیگیرند نسبت به اطرافیان ومحیط حساس میشوند و دریافت هرگونه بازخوردی باپردازش شناختی همراه میشود. دراین حالت احساس ذهنی اضطراب بر آنها چیره میشود.
همچنین نتایج نشان دادبین دانشجویان زن ومرد ازلحاظ نگرانی ازتصویربدنی تفاوت معنیداری وجود ندارد. نتایج حاصل از تحقیق با تحقیقات سیرا و پارک روایت ( 2010 )، گروسبارد، نیبورز و لاریمر ( 2009 ) و بفورت و ریکارد ( 2003) هماهنگ میباشد و با سایر تحقیقات ناهماهنگ است. در خصوص تبیین این یافته میتوان گفت: زنان بیش از مردان به بدن خود توجه میکنند و بیشتر از مردها زیر سلطه بدن خود هستند. البته همین توجه مفرط آنان به بدن خود، تأثیر منفی و پایداری در نگرش آنان نسبت به بدن یا ارزش بدن میگذارد. زنهای تابع نقش جنسیتی سنتی زنانه بیشتر احتمال دارد در «دام زیبایی» بیفتند. دوری زن از نقشهای جدیتری اجتماعی و محدود بودن در محیط خانه سبب میگردد که به مسائل جزئی در حوزه خانه بسنده کند و همین مسئله سبب توجه بیش از حد به زیباییهای ظاهری در زن میگردد. علاوه بر این امروزه با تبلیغات وسیع رسانهای روبرو هستیم که مجدداً بر جنبههای دیگر از زیبایی زنان تأکید میورزند. پس میتوان گفت، زمانی که بافت فرهنگی جامعه بر ارزشمندی جذابیت ظاهری به ویژه برای زنان تأکید نماید، به تدریج زمینه نگرانی راجع به تصویر بدن فراهم میشود.
همچنین تحقیقات نشان دادهاند که نگرشهای فرهنگی به بدن در مردان نیز دستخوش تغییراتی شده است. قبل از به وجود آمدن تلویزیون و سایر رسانههای جمعی این که افراد از نظر سایرین چگونه به نظر میآیند، کمتر مورد توجه بود. ولی امروزه رسانهها به دلیل ارائه فیزیک غیرواقعی مورد انتقاد واقع میشوند امروزه شاهد هستیم که مردانی با ظاهر مناسب روز به روز عضلانیتر میشوند. رسانهها با تبلیغاتی که درباره شکل بدن ارائه میدهند، میتوانند روی احساس فرد از خود تأثیر گذارند. البته امروزه در کشور ما بیشتر هنرپیشهها و نیز کانالهای مد در ماهواره و اینترنت به عنوان الگو انتخاب میشوند و به این موضوع دامن میزنند. همچنین دیدن اغلب ویدیو موزیکها میتواند عاملی خطرناک برای تأیید و قبول نگرانیهای مرتبط با وزن و شکل بدن در مردان باشند.
سافیر، فلیشر کلنر و روزنمان ( 2005 ) در پژوهشی تحت عنوان « زمانی که تفاوتهای جنسی نسبت به تفاوتهای فرهنگی تأثیر بیشتری بر رضایت افراد از تصویر بدن دارد » پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد زنان در مقایسه با مردان نارضایتی بیشتری از تصویر بدنی خود دارند.
نتیجه تحقیق باوکر، گادبویس و کرنک ( 2003 ) نشان داد که پسران نسبت به دختران رضایت بیشتری از وزن و ظاهر بدنی خود دارند.
در پژوهشی که بفورت و ریکارد ( 2003 ) به منظور بررسی « شباهتهای جنسی در پاسخ به پسخوراند تصویر بدنی در جمعیت غیربالینی» انجام دادهاند، نتایج نشان از عدم تفاوت تصویر بدنی در زنان و مردان دارد و نگرانیهای مرتبط با تصویر بدنی در هر دو جنس وجود دارد.
تحقیق میلر، گلیاوس، هیرش، گرین، اسنو و کوریت ( 2000 ) به منظور « مقایسه ابعاد مختلف تصویر بدنی با توجه به ویژگیهای قومی- نژادی و جنسیت در دانشجویان » نشان داده است که بین زنان و مردان در مقیاس کلی تصویر بدنی، نگرانیهای مرتبط با وزن، تناسب اندام و سلامتی تفاوت وجود دارد.
اوبرگ و تورنستام ( 1999 ) در تحقیقی به بررسی تصویر بدنی در مردان و زنان در سنین مختلف پرداختند، نتایج نشان داد که با افزایش سن زنان تصویر بدنی مثبتتری به دست میآورند. تصویر بدنی در همه ردههای سنی در زنان نسبت به مردان، از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و با افزایش سن از اهمیت آن کاسته نمیشود. علیرغم تحقیقات قبلی با بالا رفتن سن رضایت از تصویر بدنی در زنان بیشتر میشود.
بررسی سطح تحول من و گرایش به جراحیهای زیبایی
نتیجه حاصل از بررسی تفاوت بین دو گروه متقاضی جراحی زیبایی و گروه غیرمتقاضی در زمینه سطح تحول من نشان داد که سطح تحول من در متقاضیان جراحی زیبایی نسبت تصور از خود به جای تکیه بر قضاوتهای خود، ارزشهای دیگران را در مورد خوبی و بدنی درونی سازی کنند؛ بدین ترتیب قضاوتهای ارزشی خود را حتی اگر شایسته و صحیح باشند، از تصور از خود کنار میزنند. تکیه بر قضاوتهای دیگران، مانعی اساسی در حرکت به سوی خودپیروی و فردیت است که از ارکان اساسی تحول من میباشد. همچنین قرار گرفتن در سطح پایینتر تحول من باعث میشود افراد برای مبارزه با احساس شرم و نارضایتی از ظاهر جسمانی به جای تغییر در عقاید خود، درصدد تغییر در ظاهر خودبرآیند.
تأثیر یائسگی بر کیفیت مرتبط با سلامت زندگی: نتایج از مطالعه طولی استرید
هدف ما تأثیر وضعیت یائسگی، فراتر از نشانگان یائسگی، بر کیفیت مرتبط با سلامت زندگی9 بررسی میکنیم.
مواد و روش ها هفتصد و سی و دو زن 40-65 ساله، بدون در نظرگرفتن وضعیت سلامت یا وضعیت یائسگی، به طور کلی در واحد طب داخلی ثبت نام کردهاند .زنان پرسشنامه سالانه شامل HRQoL و وضعیت یائسگی و نشانگان آن را تکمیل کردند.
نتایج: مخلوط سلامت جسمی RAND -36 در نزدیک به پایان (45.6 ، P <0.05)، در اوایل پس از شروع یائسگی(45.4 ، P < 0.05 ،) و زنان در اواخر دوره پس از یائسگی (44.6، P < 0.01) و کسانی که یک هیسترکتومی گزارش (44.2 ،P < 0.01 ) در مقایسه با زنان قبل از یائسگی (47.1)، با اندازه اثر کوهن 0.12-0.23d= پایینتر است. ترک یب سلامت روان از -36 RAND - نزدیک به پایان ( 44.7 ، P < 0.01)، در اوایل پس از شروع یائسگی (44.9 ، P <0.01 ،) و زنان در اواخر دوره پس از یائسگی( 45.0 ، p < 0.05 ،) و کسانی که یک هیسترکتومی گزارش ( 44.2 ، P < 0.01 ) در مقایسه با زنان قبل از یائسگی ( 46.8 ) ، با اندازه اثر کوهن d= 0.15-0.20 پایینتر است. یافتهها قابل مقایسه برای فرکانس علائم یائسگی و رنجش تنظیم شدهاند.
نتیجهگیری طی یک دوره پیگیری 5 ساله، ماتأثیرمنفی یائسگی در برخی ازحوزههای HRQoL، بدون در نظرگرفتن علائم یائسگی را دریافتیم. پزشکان باید از این رابطه آگاه شوند و به منظور بهبود HRQoL کار کنند، ونه هنگامیکه علائم یائسگی راحل کنیم، انتظار برای بهبود خودبه خودی داشته باشند.
بلومل و همکاران (2000) در اسپانیا با هدف بررسی تأثیر یائسگی و متغیرهای اجتماعی جمعیتی بر کیفیت زندگی 181 زن در سنین 51-40 سال، به وسیله پرسشنامهMEN.Qol ، مطالعهای را انجام دادند. آنالیز تک متغیری دادهها نشان داد که زنان یائسه نمره کیفیت زندگی کمتری در مقایسه با سایر زنان داشته(0.0001>p) مشکلات زنان خانه‌دار نسبت به زنان شاغل بیشتر بود (بعد وازوموتور: 0.003p، روانی اجتماعی 0.0007p( و جنسی 0.0001p.) نتیجه نشان داد یائسگی موجب کاهش کیفیت زندگی می‌شود که مستقل از سن و دیگر متغییرهای اجتماعی جمعیتی (وضعیت ازدواج، تحصیلات، شغل ، تعداد فرزندان،… ) میباشد [18].
آمور و همکاران (2004) در ایتالیا جهت ارائه دادههایی در مورد نشانههای روانشناختی و کشف ارتباط بین عوامل روانی اجتماعی در یائسگی به پژوهش مقطعی دست زدند. به این منظور برای 4073 زن پرسشنامه سلامت زنان فرستاده شد. در میان نشانههای روانشناختی سه عامل مهم شناخته شدند. آنالیز چند متغیری نشان داد نمره نشانههای افسردگی در زنان پست منوپوز 32.01 (0.0001p)، خلق افسرده بانشانههای یائسگی 22.45 (0.0001p) واضطراب 23.28 (0.0001p) بود. عوامل مربوط به نشانههای افسردگی شامل تعداد حوادث زندگی، وضعیت منوپوز و محل اقامت در مکانهای با سطح فرهنگی پایینتر بود.
برزیسکی و همکارن (2001) در انگلستان با هدف بررسی کیفیت زندگی و وضعیت سلامتی گروه زنان مطالعهای مقطعی روی زنان 60-45 ساله که پنج سال از آخرین پریودشان گذشته بود، انجام دادند. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه MEN.QoL و SF36 بود . در این مطالعه با آزمون آماری من ویتنی زنان با حقوق بیشتر نشانههای جسمی (0.05p) و نشانه های روانی اجتماعی (0.01p) کمتری را تجربه کردند. همچنین زنان با تحصیلات پس از دبیرستان از زنان فاقد این تحصیلات از نشانههای جسمی کمتری رنج میبرند(0.001p) زنان غیرشاغل (0.021p) و زنان متاهل (0.003p) نشانه های وازوموتور بیشتری را گزارش کردند. نتایج نشان داد زنان شاغل، دارای سطح تحصیلات بالاتر یا حقوق بیشتر، سلامت بیشتر و نشانههای کمتری از یائسگی را نشان دادند و در مجموع حقوق پایین و سطح پایین آموزش با نشانههای بیشتر یائسگی را ارتباط داشتند. با توجه به اینکه سطح پایین آموزش با بروز نشانههای بیشتری از یائسگی همراه است پس با آموزش میتوان در نشانههای یائسگی تخفیف ایجاد کرد.
در ارتباط با فهم و معناداری زندگی باسلامت جسمی و روانی نیز پژوهش هایی انجام شده است که همگی ازارتباط قوی ومعناداری بین درک معنای زندگی با متغیرهای سلامت پرده برداشتهاند از جمله آنها پژوهشی است که باهدف بررسی معنا و مفهوم زندگی در بیماران نیازمند آرام بخش، توسط ژوهانس و برندستاتر و کرام10ر (2010) ،پرداخته شد ، تعداد 100 بیمار به تکمیل معیار برنامه زمان بندی شده برای ارزشیابی معنا و مفهوم در زندگی پرداختند. طبق این تحقیق، بیماران نیازمند به درمان از طریق مسکن تمایل بیشتری دارند تا شریک یا همسر یا دوستان و اوقات فراغت، معنویت، سلامت، طبیعت و لذت و شادی را به عنوان زمینه های معنادار لیست کنند. همچنین با بررسی ارزیابی های مبنی بر رضایت و توافق، باید اشاره کرد که نمرات رضایت از خانواده، شریک یا همسر، معنویت ، و امور مالی در این بیماران نسبتا بالا بوده است .
استایگر و فرایزر11 (2006) معنای زندگی را در احساس سازنده بودن انسان موثر دانسته و حتی ادعا کرده اندکه ماهیت انسان ووجودوی منوط به دارا بودن چنین مفهومی است. برخی از روانشناسان (مانند آلپورت، 1945؛فرانکل، 1386 و مازلو، 1963) وجد وعنا در زندگی ، را به عنوان مهمترین عامل موثر بر کنش های روانشناختی میدانند. فرانسیس، هیلز (2008) معتقدند که بدون داشتن معنا درزندگی، افرادخلاء وجودی را احساس کرده و به بیماری های و اختلالات روانی دچار می شوند.
پن، ونگ، چان و ژوبرت (2008) معنای زندگی را کلیدی برای عاطفه مثبت میدانند که باعث افزایش میزان رضایت از زندگی و شادی می شود. همچنین کلرک، بوشف و وانویک (2008)، مهنای زندگی را پیشبینی کننده قوی برای عاطفه مثبت ذکر کرده اند .
کینگ ، هیگز (2007) به شواهدی آزمایشی و همبستگی در زمینه ارتباط قوی بین عاطفه مثبت و معنای زندگی دست یافتند و بیان کردند که انسان ها غالبا در کنار دیگر کیفیات زندگی شان از عواطف به عنوان اطلاعات در دسترس خود برای قضاوت درباره معنای زندگی استفاده و به آن ها اعتماد می کنند.

فصل سوم
روش تحقیق

3-1- مقدمه
دراين فصل به مهمترين مشخصه‌هاي پژوهش حاضرمشتمل برروش تحقيق، شيوه نمونه گيري، حجم جامعه و نمونه مورد بررسي، ابزار و روش گردآوري اطلاعات خواهيم پرداخت.
3-2 روش تحقيق
روش تحقيق در اين پژوهش، توصیفی از نوع علي- مقايسه اي است. در تحقيقات توصي
في آنچه هست يا وضعيت موجود پديده‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد و هدف آن مشخص كردن ماهيت شرايط، فعاليت‌ها و نگرش‌هاي حاكم است (حسن‌زاده،1384).
3-3 جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه زنان یائسه وغیر یائسه منطقه 5تهران در سال 1393 تشکیل می‌دهند. که از این جامعه نمونه‌ ای به حجم 179 نفر انتخاب شد که از این بین 94 نفر زن یائسه و 85 نفر زن غیریائسه بودند. دامنه سنی شرکت کنندگان در پژوهش 20 تا 82 سال با میانگین 50/49 و انحراف استاندارد 28/11 بود. که با استفاده از تجمعات زنان در محیط های مختلف مانند پارک ها، کلاس های آموزشی و… ازبین زنانی که مایل به شرکت در پژوهش بودند انتخاب شد.
3- 4. ابزار گردآوري داده‌ها
3-4-1 . پرسشنامه ویژگی‌های جمعيت شناختي:
شامل 8 سؤال در خصوص اطلاعات فردي و ویژگی‌های جمعيت شناختي است كه با توجه به احتمال تأثير اين متغيرها توسط محقق تدوين گرديده است.
3-4-2 پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص زنان:
این پرسشنامه شامل 26 سوال از علائم و عوارض یائسگی در 4 حیطه وازوموتور(سیستم محرک عصبی رگها) (3 سوال)، روانی- اجتماعی (7 سوال)، فیزیکی (16 سوال) و جنسی (3 سوال) می‌باشد و بر اساس مقیاس لیکرت (امتیاز 1 برای حداقل شدت و امتیاز 3 برای حداکثر شدت) با توجه به هر سوال، امتیاز کل محاسبه می‌شود. از طرفی کسانی که در طول یک ماه گذشته اصلاً دچار این علائم نشده‌اند نمره صفر می‌گیرند. بالاتر بودن نمره در هر حیطه نشان‌دهنده بدتر بودن کیفیت زندگی و پایین‌تر بودن نمره نشان‌دهنده بهتر بودن کیفیت زندگی می‌باشد. پایایی این پرسشنامه در جامعه ایرانی بین 83/0 تا 87/0 گزارش شده است.(عابدزاده ،1388). در پژوهش حاضر نیز میزان ضریب آلفای کرونباخ 97/0 به دست آمد.
3-4-3. پرسشنامه معنای زندگی
مقیاس معنای زندگی یک ابزار 10 گویه‌ای است که توسط استایگر و فرایزر (2006) مورد استفاده قرار گرفته است. آزمودنی‌ها به هریک از گویه‌های این پرسشنامه بر روی این طیف لیکرت 7 درجه‌ای (از 1 برای کاملاً غلط تا 7 برای کاملاً درست) پاسخ می‌دهند. ذکر این مطلب لازم به نظر می‌رسد که در سوال 9 نمره‌گذاری به صورت معکوس می‌باشد. در نهایت مجموع نمرات بدست آمده از پاسخ به این سوالات شاخص معنای زندگی است. سازندگان مقیاس پایایی و روایی آن را مطلوب گزار

دیدگاهتان را بنویسید