فایل تحقیق : دانلود پروژه مدیریت منابع ضایعات شهری – قسمت چهارم

اين 3 بخش دارد كه در فرمول 2 توضيح داده شده می باشد، جدا شده با آستانه‌ها.

اين شكل همچنين توضيح مي‌دهد تصميم 2 آستانه را. آستانه پايين‌تر، نشان مي‌دهد گسستگي در PRC، جايي كه 0=()Pr، جايي كه =T2+T3()Pr T2+T3-. آستانه بالاتر، ، نشان مي‌دهد، پيچيدگي در PRC كه =T3()Pr و بنابراين =T2 ()PRC.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

مصرف كننده‌ها قرار مي‌دهند PRC داخل حاصب وقتي كه تصميم‌گيري چقدر می باشد و آنكه متفاوت می باشد از توليد به مصرف. آنها انتخاب كردند مقدارهاي، ()q از هر خروجي بنگاه‌ها به مقصود حداكثر كردن مطلوبيت، موضوعي می باشد به اجبار (محدوديت) كه هزينه ناخالص (ناويژه):

بيشتر از درآمد نيست. اولين شرط (f.o.c) توليد مي‌كند يك منحني تقاضاي معكوس براي كالاي ماده. اگر توليد كننده طراحي كند محصولش كه باز يافت‌پذيري داشته باشد، بنابراين مواجه خواهد گردید با يك منحني تقاضاي كه توسط فرمول 5 نشان داده شده می باشد.

(5)                                جايي كه

هست مايل به مقصود پرداخت براي واحد ديگر از ماده خوب توليد كننده جذب مي‌كنند PRC محصولاتشان، زيرا اگر مصرف كننده پيش‌بيني كنند يك هزينه حذف بالاتر، او پرداخت خواهد كرد يك قيمت پايين‌تر براي محصول. توليد كننده‌ها همچنين هزينه‌هاي ديگر را پايين مي‌آورند. براي توضيح بالا، آنها پرداخت مي‌كنند قيمت E ، براي هر پوند براي ورودي‌هاي ماده. همچنين آنها ممكن می باشد يك خروجي ماليات بپردازند. ما اين خروجي ماليات را اجازه مي‌دهيم كه بستگي دارد به اينكه آيا يك محصول‌پذيرفته شده براي بازيافت بدون پرداخت- در يك برنامه جدول- و آيا اين پرداخت شده می باشد براي، گفتن در مراكز بازيافت.

بنابراين اينجا 3 نزخ ماليات هست، t3,t3,t1، وضع شده روي محصولات قابل بازيافت، محصولات واجد شرايط براي جدول بازيافت و قيمت پرداخت شده محصولات توسط بازيافت كننده.

اضافه كردن ماليات‌ها و ورود قيمت‌ها به PRC، را بدست آورديم. يك حالت واحد براي هزينه خصوصيماده (PMC).

(6)                        

كه و در فرمول 3 معرفي شده‌اند.

توليد كنده‌ها همچنين به بار مي‌آوردند بعضي هزينه‌هاي غيرماده از توليد، (؛qو)C. توليد كننده انتخاب مي‌كند محصولي كمي‌اش، q، بازيافت‌پذيري ، براي حداكثر كردن سود. بهره گیری از تابع تقاضاي معكوس بالا، و تعريف PMC، تابع سود مي‌تواند نوشته گردد تحت عنوان

(7)              

نكته اينكه PMC نه هميشه درطول افزايش به سختي در P می باشد، و همچنين توليد كننده نه هميشه يك سود مي‌گيرد از افزايش يافتن بازيافت‌پذيري. PMC تنها افزايش مي‌يابد در وقتي كه چنين افزايش معني مي‌دهد كه محصول واجد شرايط مي‌گردد براي جمع‌آوري جدول قابل بازيافت، يا وقتي كه سطح بالاتر از می باشد.

بدين معني می باشد كه تنها سطوح كه توليد كننده ممكن می باشد. هرانتخاب (i) صفر باشد، (ii) سطح آستانه كه مي‌سازد محصول را قابل‌پذيرش براي بازيافت، و (iii) سطوح روي آستانة دوم.

بخش تخت در PMC، از تا هست اكتسابي از PRC. تحت عنوان توضيح در شكل 2، PRC فرق ندارد با عنوان D متناوب پس و . بدليل اينكه هيچ قيمتي پرداخته نشده براي جدول بازيافت، اينجا پاداشي وجود ندارد براي افزايش در بازيافت‌پذيري بر روي اين دامنه. PMC هست متأثر با ماليات‌ها به خوبي قيمت‌ها. اما به عنوان اين كه دولت نمي‌تواند را اندازه‌گيري كند، ماليات نيز فراهم نمي‌كند اين پاداش در نتيجه هيچ توليد كننده‌اي ممكن نيست طراحي كند يك محصول با كه به سختي پس و می باشد.

براي پذيرفتن اينكه بعضي سطوح بازيافت‌پذيري قابل پياده كردن نيست، ما اصلاح مي‌كنيم حالت براي PMC:

به مقصود حل براي ابزارهاي بهينه سياست، ما کوشش خواهيم كرد تنظيم PMC برابر با هزينه اجتماعي، ما متوسل شويم به هزينه در بخش بطري اما اول ما نكته اي بيان مي‌كنيم كه فرمول7 و 8 هستند مطابق با بازيافت كننده به خوبي شباهت مصرف كننده‌ها T3.

اگر بازيافت كننده به بار آورد يك هزينه معاملاتي كه اين خواهد داشت كاهشي ()Pr با اين مقدار براي پوشش هزينه‌ها به عنوان يك نتيجه، حالت ما براي PRC ممكن نيست داشته باشد اصلاحات بيشتر.

4- بهينه متغير اجتماعي

هدف طراحان اجتماع نشان داده شده توسط حالت زير:

(9)                        

طراح انتخاب مي‌كند براي حداكثر كردن فرمول 9 و براي تضمين اين ، SMC معني مي‌دهد براي«هزينه‌هاي اجتماعي ماده» كه در برمي‌گيرد عوارض فروش ضايعات به خوبي هزينه‌هاي حذف:

(10)                      

نكته اينكه فرمول 10 منعكس مي‌كند محدوديت معرفي شده در بخش قبل تأثير كه هيچ محصولي توليد نخواهد گردید با بازيافت‌پذيري بين و ، به عنوان نتيجه بهينه غير مفيد (بدون اجبار) به گونه عمومي قابل دسترسي نخواهد بود، و ما رسيدگي مي‌كنيم بهينه مقيد طراح انتخاب مي‌كند سطوح براي 2 آستانه، و .

طراح انتخاب مي‌كند سطوح را براي 2 آستانه، و . اينجا، ما نشان مي‌دهيم ابزارهايي كه حاصل مي‌گردد طرح‌هاي بهينه مقيد را و محصولات كمي، براي دادن سطوح آستانه.

براي يك انتخاب انجام شده از ، سوبسيد روي باز يافت، تصميم گرفته شده با شرايط سود صفر براي بازيافت كننده:

(11)                      

ابزارهاي باقيمانده مقيد شده‌اند با نياز به سازگار شدن PMC با SMC با مقايسه فرمول 8 و 10، مي‌فهميم كه شرايط زير بايد     گردد.

(12)                                

اولين حالت در (12) كه حق‌الزحمه مصرفي مستقيم به مصرف كننده شارژ مي‌گردد، f، و حق‌الزحمه مصرفي فوق‌العاده روي مواد غير قابل بازيافت، t1، بايد جمع گردد به هزينه اجتماعي مصرفي.

هر حق‌الزحمه مصري مستقيم يا پيش‌پرداخت حق‌الزحمه مصرفي مي‌توانست صفر قرار داده گردد. مشروط بر اينكه ديگري برابر هزينه اجتماعي مصرفي قرار دادنه شده بود.

دومين حالت در (12) در امتداد می باشد با (11)، نشان مي‌دهد كه يك طرح «ماليات سوبسيد» (يا سپرده- بازپرداخت)‌‌‌‌‌‌ نياز هست براي آيتم‌ها جمع‌آوري شده در جدول . اين سپرده- بازپرداخت بايد مساوي قرار داده گردد با هزينه نهايي بازيافت در آستانه پايين ، كمتر هزينه نهايي استخراج، E يك سپرده- بازپرداخت همچنين شايد پذيرفته شده باشد در ديگر محصولات قابل بازيافت (t3=S3) اما اين لازم نيست.

به هر حال وقتي تفكيك ناقص به مدل اضافه گردد در بخش بعد يك «سپرده- باز پرداخت» روي تمام محصولات قابل بازيافت لازم خواهد بود براي حاصل شده بهينه مقيد.

5- تفكيك ناقص مواد قابل بازيافت:

در جهان واقع، بعضي محصولات كه بازيافت‌كننده ممكن می باشد بپذيرد در حال تمام شدن بودن دور انداخته شده. اين مي تواند اتفاق بيفتد زماني، براي مثال، مصرف دور مي‌گردد از خانه و هيچ سطل آشغالي دم دست نيست، يا اين مي‌تواند اتفاق بيفتد به گونه ساده با تصادف يا از ميان غلظت. در اين بخش ما اصلاح مي‌كنيم مدل را به حساب براي اين تفكيك ناقص. بنابراين ما انجام مي‌دهيم با معرفي بعضي ابهامات، در زمان خريد، هزينه معامله نهايي بازيافت يك محصول.

مخصوصاً، ما فرض خواهيم كرد كه T2 تصائفي می باشد. يك مصرف كننده شايد بخرد يك آيتم با قابليت بازيافت بالا به اميد اينكه بازيافت خواهد گردید، اما هزينه‌هاي اتفاقي شايد بالا رفته باشد كه بسازد اين را راحت‌تر می باشد براي مساعد كردن آن به عنوان زباله. اجازه دهيد T2 باشد ممتد از يك تابع توزع پيوسته، كشيده شده، با يك تكيه‌گاهي كه شامل ارزش‌هاي مثبت می باشد.

اجازه دهيد باشد احتمال اينكه يك آيتم بازيافت خواهد گردید. اين احتمال بستگي دارد به قيمت كه آيتم ممكن می باشد دريافت گردد. از بازيافت كننده، o و o از اين روي :

(13)                                                   

اگر يك محصول به اندازه كافي بازيافت‌پذير باشد تا برخورد كند آستانه بالاتر، ، سپس افزايش‌هاي بيشتر در بازيافت‌پذيري منعكس كننده هست در قيمت‌هاي بالاي، ()Pr و از اين رو به احتمالات بالاتر كه محصول بازيافت خواهد گردید. به عنوان محصولي كه ارز‌ش‌پذيري آن در حال شروع افزايش می باشد، كمتر محتمل می باشد كه مصرف كننده فراموش كند براي بازيافت آن.

ابزارهاي سياست معلوم مي‌كند انگيزه‌ها براي هر دو DFE و بازيافت. در نظر اول DFE می باشد. هزينه‌هاي اجتماعي مواد هست متأثر با تفكيك ناقص، از وقتي كه محصولات قابل بازيافت دارند يك شانس دور انداخته.

عناصر SMC بيان شده‌اند جدول 1

محصولات هر كدام دارند يك سطح بازيافت‌پذيري صفر، ، يا بعضي سطح بازيافت‌پذيري دارند. اين 3 امكان نمايش داده گردید. با رديف‌هاي جدول 1. تحت فروض جاري ما، هر محصول با مي‌تواند هر كدام بازيافت گردد يا در زباله قرار داده گردد. اين برتري توسط ستون نشان داده شده می باشد. اگر يك آيتم ضايعات باشد، بنابراين SMC تحقق يافته آن هست rE+rD-Vw، بي‌اعتنا از . بنابراين، اين حالت وارد شده سراسر ستون سمت راستو هزينه‌هاي بازيافت، به عبارت ديگر، بستگي دارد به به عنوان توصيف شده در (10)، و وارد شده در ستون سمت چپ.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

SMC مورد نظر برده شده داخل حساب احتمال، ، كه آيتم قابل بازيافت زباله خواهد گردید. نمايش داده در حالت بعدي- تعميم فرمول (10):

طرح تصميمات واقعي توليد كننده‌ها داده شده با PMC. مانند SMC، PMC تحقق يافته بستگي دارد به مقصد نهايي يك محصول. جدول 2.

شبيه جدول 1 هست. PMC مورد نظر بيان شده در فرمول (8) اصلاح شده زير:

براي تضمين اينكه تصميمات توليد كننده‌ها درمورد طرح و توليد سطوح كارا خواهد،‌ طراح بايد PMC را با SMC سازگار كند. ما برعكس. وضعيت مورد توج به بخش 4، حالا طراح همچنين نياز می باشد تا نگران درمورد تصميمات مصرف كننده‌هادرباره اينكه چگونه خلاص شوند از محصولات بهره گیری شده‌شان در بخش 4 طراح فقط نياز دارد تا قرار دهد حق‌الزحمه مصرفي بالاي t2، تا پياده كند بازيافت كارا. اما حالا ابزارهاي سياست بايد سازگار كند PRC با SRC.

SRC (شامل عوارض جنسي از فروش ضايعات)

و PRC گزارش ده در جدول 3 و4 وضعيت‌هاي سياست كه پياده مي كند تصميمات كارا با هر دوي توليدكننده و مصرف كننده هستند مشتق شده در ضمير C.

برعكس سياست‌ها پبشنهاد شده در بخش 4، اين وضعيت‌هاي سياست منحصر به فرد هستند. تعادل بين حق‌الزحمه مصرفي مستقيم و پيش‌پرداخت حق‌الزحمه مصرفي مجهول بود در بخش قبل. اما حالا تقاضاي اضافي به علت تفكيك ناقص، تعيين مي‌كند سطح ويژه براي حق‌الزحمه مصرفي مستقيم. وضعيت سياست مورد نياز بيان شده در حالت زير:

(14)

تمام محصولات مواجه‌اند با يك خروجي ماليات برابر با اختلاف بين هزينه بازيافا (       ) و هزينه‌هاي خالص مواد، و دريافت يك سوبسيد برابر وقتي بازيافت گردید. اين نتيجه فراهم مي‌كند يك جواب به دومين پرسش سياست مطرح شده در بخش 1. يك سپرده- بازپرداخت ست سودآور حتي براي آيتم‌هاي با بازيافت‌پذيري بالا، عليرغم فراهم بودن جدول بازيافت.

نرخ ماليات همان وضع شده روي تمام كالاهاي مادي، مبني بر درك اين كه، تمام حصولات هزينه اجتماعي يكسان دارند زماني كه زباله مي‌شوند، بنابراين مطلوبست براي آنها تا منجر گردد به هزينه خصوصي يكسان زماني كه زباله‌ مي‌گردد همچنين حق‌الزحمه مصرفي هست يكسان براي تمام محصولات بنابراين مطلوبست براي تمام محصولات تا مواجه شوند با خروجي ماليات يا سپرده يكسان. در اقدام يك نرخ ماليات مشترك در تمام محصولات قابل بازيافت و غير قابل بازيافت محتمل می باشد تا داشته باشد مزيت اضافي تا آنها كه هستند آشكار در مدل. محصولات كه هستند قابل بازيافت در يك منطقه از كشور مجموعه ابزارهاي پيشنهاد شده هست محكم به آن احتمال.

بيش از اينها، اين بايد اجرا گردد راحتر براي دولت تا تعيين يك، ماليات كه پذيرفته شده به تمام محصولات، بجاي يك ماليات كه فقط پذيرفته شده براي محصولاتي كه جمع‌آوري گردید‌ه‌اند براي جدول بازيافت. راه حل نياز دارد مرتبط از درهاي سياست ساده به دليل اين كه بازارها مجاز هستند تا انجام دهند بعضي كارهاي فراهم كردن انگيزه‌هاي براي DFE. ماليات، سوبسيد و حق‌الزحمه مصرفي تشويق مي‌كند توليد كنده‌ها را تا بسازند محصولاتشان به اندازه كافي بازيافت‌پذير براي جمع آوري جدول، اما مشوق براي ساخت محصولات با سطح بازيافت‌ىذيري بالا مي‌آيد از وجود بازارها بعلاوه، قيمت‌هاي پرداخت شده در بازارهاي بازيافت تشويق مي‌كند.

نرخ بالاتر بازيافت:

تاكنون تحليل‌ها براساس اين فرض بود كه توليد كننده‌ها از دست مي‌دهند سپرده براي محصولات كه تمام مي‌گردد در مدفن‌هاي زباله اما سومي سؤال طرح سياست مطرح شده در بخش 1 بود: آيا توليد كننده‌ها بايد از دست بدهند سپرده را در چنين آيتم‌هايي.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ما مي‌توانيم نشاني بدهيم اين سؤال ترميم بيان براي PMC، به عنوان حالت در جدول 2. تحت فض قبلي ما، توليد كننده‌ها از دست مي‌دهند سپرده‌هاي بي‌صاحب، t3، PMC براي يك محصول با بود +t3 E به اضافه PRC مقدار انتقال. اما اگر توليد كننده‌ها حفظ كنند سپرده‌هاي بي‌صاحب. پس آنها ممكن نيست از دست بدهند t3 روي آيتم‌ها مگر آن آيتم‌ها بازيافت شده بودند. ورودي سمت راست پايين در جدول 2 ممكن می باشد ترميم به +f E از +f+t3 E . اما پس اين ممكن می باشد سازگار كردن SMC, PMC غير ممكن گردد، و بنابراين بهينه مقيد نمي‌تواند حاصل گردد.

دليل اينكه چرا توليد كننده‌ها بايد از دست بدهند سپرده‌هاي بي‌صاحب راه اين می باشد كه حق‌الزحمه مصرفي مستقيم بايد حفط خود زير هزينه اجتماعي مصرفي، تا داده گردد به مصرف كنندهن‌ها انگيزه‌هايي براي ساخت تصميمات حذف درست زماني كه جمع‌آوري جدول بازيافت هست رايگان.

بدين معني می باشد كه حق‌الزحمه مصرفي مستقيم روي آيتم‌هاي قابل بازيافت خيلي پايين می باشد، اين ماليات وسيله در نمي‌كند يك جزيمه كاري براي دور انداختن آيتم‌هاي قابل بازيافت در زباله.

از دست دادن سپرده‌ها روي آن آيتم‌ها تركيب براي اين مشكل.

ما اكنون داريم يك جواب به سومين سؤال سياست، توليدكننده‌ها نمي‌توانند مجاز باشند تا حفظ كنند سپرده‌هاي بي‌صاحب اگر بهينه مقيد هست پياده شده.

6- نتيجه

تصميمات غير متمركز توسط توليد كننده‌ها و مصرف كننده‌ها معمولاً بستگي دارد به بازارها براي فرستادن مشوق‌ها. اگر بازارهاي بازيافت به گونه عالي كار كنند.

– به عبارت ديگر، اگر بازيافت كنده به مصرف كننده پرداخت كند براي آيتم‌هاي قابل بازيافت و پرداخت كند قيمت‌هاي بالاتر براي آيتم‌هايي با ارزش‌بالاتر- سپس مصرف كننده‌ها خواستار اين خواهند بود پرداخت كنند بيشتر بالاوري براي محصولات طراحي شده كه قابل بازيافتند.

منبع تحقیق : دانلود پروژه مدیریت منابع ضایعات شهری – قسمت سوم

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بعضي از شواهد نشان مي‌دهد كه اين حادثه در قوطي‌هاي آلومينيوم آمريكا در حال افزايش می باشد، اين مجتمع درهر جدول برنامه بازيافتني مواد مفيد زيادي را در دسته‌بندي ضايعات براي بازيافت كردن داراست ولي در سالهاي اخير با نرخ نزولي بازيافت مواجه شده می باشد.

Gitlitz، گزارش كرده می باشد كه كمتر از نصف قوطي‌ها در بازار آمريكا در سال 2001 بازيافت شده بودند اين را مي‌توان با يك نرخ بازيافت 65% در اوج سال 1992 مقايسه كرد.

ما مدل خود را براي شناسايي محيط‌هاي سياست‌گذازيكه بازيافت كارا و طرح تصميات را اجرا مي‌كند، بهره گیری كنيم. در اينجا 3 سؤال در مورد طرح «ماليات- سوبسيد» كه در برگيرنده بازارهاي بازيافت می باشد را مطرح مي‌كنيم:

1) يا چنين طرح‌هايي نياز به همراهي قوانين زیرا بازگرداندن محصول (براي بازيافت) دارد؟

2) آيا چنين طرح‌هاي در جايي كه جدول‌هاي بازيافت موجود هستند، ضروري می باشد؟

3) چه كسي بايد سپرده‌هاي بدون صاحب را نگه‌داري كند- توليد كننده‌ها يا دولت؟

درا ين مقاله هر يك از اين سوالات را به نوبت مطرح مي‌كنيم و توسط مدل پيشنهادي خود جوابهايي را نيز ارائه مي‌كنيم:

طرح «سپرده- بازپرداخت» بعضي وقتها قوانين را به خوبي مالياتها و سوبسيدها وضع مي‌كند. براي مثال بعضي از ايالتها در آمريكا، طرح «بطري- اسكناس» را پذيرفته‌اند كه اين يك سيستم «سپرد- بازپرداخت» را براي ظروف آشاميدني (نوشابه) ايجاد مي‌كند. همچنين حكم كرده می باشد مقدار پولي را كه مصرف كننده‌ها به ازاي آيتم‌هايي كه برمي‌گردانند بايد دريافت كنند و نيز سازمانهايي ملزم كرده می باشد تا اين آيتم‌هاي مصرف كننده‌ها را قبول كنند. در آلمان سيستم «سپرده- بازپرداخت» براي ظروف آشاميدني هست و يك برنامه بازگرداندن محصولات بهره گیری شده كه نه تنها ظروف آشاميدني را بلكه تنوع گسترده‌اي از ديگر محصولات مصرف كننده را در بر مي‌گيرد.

در اينجا بررسي مي‌كنيم كه آيا اين نوع قوانين لازمند يا اينكه بازيافت و طرح تصميمات محيطي مي‌تواند صرفاً با انگيزه‌هاي «مالياتي و سوبسيد» و حق‌الزحمه مصرفي تحقق يابد؟

ما نشان مي‌دهيم كه اهداف محيطي حتي در محيط‌هاي واقع گرايانه‌اي كه ما فرض كرده‌ايم مي‌تواند تنها با تكيه بر سياست‌ها حاصل گردد. وجود بازارها، حتي بطور ناقص و بهره گیری نسبتاً ساده از ابزارهاي سياست پيمودن يك راه طولاني در جهت تشويق DfE مي‌باشد.

در يك گستره كمي، جدول بازيافت يك جايگزيني را براي كاهش يافتن مراكز، جايي كه به مصرف كننده‌ها براي بازيافت‌پذيري محصولشان مبلغي پرداخت مي‌گردد، فراهم مي‌كند. تا اين گستره يك سوال درمورد اين كه آيا هر دو لازم می باشد، هست. چه وقت «بطري- اسكناس» معرفي شده بود؟؛ جدول بازيافت چندان شناخته شده نبود.

گسترش جدول بازيافت، منجر به طرح سؤالاتي درمورد اينكه آيا بطري- اسكناس بايد به مرور عرضه شده باشد، مي‌گردد. زیرا مدل ما شامل هر دو نوع بازيافت می باشد، قادر به اينكه اين موضوع را مستقيماً مخاطب قرار دهيم هستيم. اگرچه پرداخت به مصرف كننده ها براي بازيافت محصولاتشان هزينه‌هايي دارد، كه شايد مانع بازيافت براي آيتم‌هايي با ارزش پايين نظير رصدنامه گردد، ما مي‌تواني دو مورد سود را از پراداخت شناسايي كنيم.

اول، بيشتر محصولات بازيافت پذير را مي‌توان در قيمتهاي بالاتر در پايان عمر مفيدشان به بازيافت كننده فروخت و در آينده مصرف كننده‌ها مايل به پرداخت بيشتر درطول خريدهاي اصلي خود خواهند بود.

اين موضوع يك انگيزه براي توليد كننده‌ها ايجاد مي‌كند تا محصولات قابل بازيافت توليد كنند. دوم، پرداخت به مصرف كننده‌ها منجر به يك نرخ بازيافت بالاتر مي‌گردد. به عنوان شناخت مدل ما، بعضي محصولات قابل بازيافت در واقع بازيافت نمي‌شوند.

به عنوان يك پيامد، سپرده پرداخت شده در چنين محصولي به مصرف كننده باز پرداخت نخواهد گردید. سپرده‌هاي بدون صاحب ممكن می باشد توسط توليدكنندگان حفظ گردد يا توسط دولت مصرف گردد يا بين آنها تقسيم گردد. و موضوع اغلب مورد نزاع واقع مي‌گردد. نشان خواهيم داد براي اينكه بهينه مقيد اجرا گردد، توليد كننده‌ها بايد سپرده‌هاي بدون صاحب را از دست بدهند.

دليل اين می باشد كه توليد كننده‌ها نياز دارد مقداري جريمه براي توليد عالي مه در مدفن‌هاي زباله تمام مي‌گردد. در يك جهان ايده‌آل اين جريمه مي‌تواند با دستمزدهاي بحث‌برانگيز به مصرف كنده‌ها براي فروش ضايعات فراهم مي‌گردد، تداعي كننده «دسته بالايي» به توليد كنندهها توسط بازارهاي توليد می باشد. اما بدليل مفقود شدن قيمت در جدول بازيافت، حق‌الزحمه مصرف بايد با معيار ديگري ميزان گردد- دادن انگيزه صحيح به مصرف كننده در مورد زمان بازيافت.

مدل در بخش بعدي طراحي شده می باشد. در بخش 3 ما يك تعادل با دسته‌بندي بدون نقص از قابليت بازيافت توصيف كرده‌ايم. در بخش 4، يك بهينه مقيد كه مي‌تواند با يك سلسله اوضاع سياست به دست آيد را نشان مي‌دهيم- شامل يك گزينه كه فقط ماليات و سوبسيد لازم دارد. به هر حال در اين مدل نياز به كارگيزي «سپرده-بازيافت» براي بازارهاي بازيافت نيست.

دليل اصلي و جواب ما به سومين سؤال سياست از بعضي آيتم‌هاي قال بازيافت و تمام شدني در مدفن‌هاي زباله پيروي مي‌كندو در بخش 5 اين دسته‌بندي معيوب به عنوان پديده‌ تعامل معرفي مي‌كنيم و در بخش 6 اظهار نظرهاي قطعي را ارائه مي‌كنيم.

2- مدل

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

توصيف بازيافت ‌پذيري

ما يك توصيف ساده و جامع را از بازيافت‌پذيري محصول مي‌پذيريم. درجه‌اي كه يك محصول بازيافت‌پذير می باشد توسط شاخص عددي P نشان داده شده می باشد، كه هزينه بازيافت محصول را تعيين مي‌كند. اين رفتار بازيافت‌پذيري از Calcatt & walls پيروي مي‌كند، اما اين فرق دارد با چيزي كه Fullerton & WU تعبير نمودند بازيافت‌پذيري را به عنوان نسبتي از محصول كه قابل بازيافت می باشد.

اگر چه هر كدام از اين تعبيرها به سختي براي تمام محصولات صحيح می باشد، ما احساس مي‌كنيم كه روش هزينه براي بيشتر كالاها واقع‌بينانه‌تر می باشد.

تقريبا هر محصولي به گونه فني قابل بازيافت می باشد، اما بيشتر محصولات براي بازيافت گران‌قيمت هستند و بيشتر تغييراتي كه توليد كننده‌ها مي‌توانند ايجاد كنند كه يك محصول به نسبت يك محصول بازيافت شده افزايش نيابد، اما ترجيحاً پايين آوردن هزينه محصول بهترين راه می باشد و اين تغييران گسترده‌ هستند.

براي مثال هزينه بازيافت بسته‌هاي پلاستيك كمتر می باشد. در صورتي اگر آلودگي ‌هايي كه به آساني از بسته‌بندي‌ها جدا نمي‌گردد اجتناب‌ناپذير باشد، اگر انواع پلاستيك‌هاي ويژه اجتناب شده باشد و اگر روش‌هاي ويژه توليد بهره گیری گردد.

توليدات الكترونيك مي‌توانند طوري طراحي شوند كه به راحتي باز شوند؛ بر چسب زدن مناسب مواد مي‌تواند بازيافت را ساده‌تر و ارزانتر كند، چنين قعاليت‌هاي گسترده‌اي در مدل ما مجاز شمرده شده می باشد. ديد ما درمورد بازيافت‌پذيري ما را به يك بدبيني درمورد دورنماهايي براي ماليات‌ها و سوبسيدها روي توليد كننده‌ها هدايت مي‌كند تا انگيزه‌هاي صحيح براي DFE را فراهم كند.

بازيافت‌پذيري اغلب براي طراحان سياست در جهت اندازه‌گيري به گونه پر معني پيچيده می باشد، بنابراين كاهش‌هاي ماليات نمي‌تواند به درستي پاداشي را توليد كنندگان جهت بازيافت‌پذيري محصولاتشان بدهد.

اگر بازيافت‌پذيري فقط ثبتي از يك محصول كه از مواد ويژه تركيب شده می باشد، باشد، به عنوان نويسندگان ديگر فرض شده می باشد، اين صورت طرح انگيزش «دسته بالايي» بيشتر امكان‌پذير خواهد بود. ما يك ورودي از مواد مركب را فرض كرده‌ايم. در نتيجه بعضي افزايش‌ها در بازيافت‌پذيري كه از بهره گیری بيشتر محيط نتيجه مي‌گردد در مدل آشكار نخواهد بود. در ضميمه D ما يك كشش ارائه كرده‌ايم كه براي چندين نوع از ورودي‌هاي مواد مجاز می باشد. به هر حال مدل با چندين ورودي به گونه چشمگيزي پيچيده می باشد بنابراين ما آن را در ضميمه D ارائه كرده‌ايم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

2-2- نمايندگان و تكنولوژي‌ها

ما يك مدل ساده را كه تركيب شده می باشد از 4 مرحله در دوره زندگي محصول و 2 نوع منبع را گسترش داده‌ايم. مراحل كه از مواد خام استخراج مي‌گردد عبارتند از: توليد، مصرف، انتقال (دورسازي) و بازيافت يا فروش. اولين نوع منبع ماده و ديگري غير ماده می باشد.

E

 

تصوير شماره 1 توصيفي از مدل مي‌دهد. هر گروه نشان دهنده يك فعاليت خاص می باشد. جهت پيكان‌ها نشان دهنده جريان مواد و قيمت در هر بازار توسط امتداد پيكان‌ها نشان داده شده می باشد. تمركز ما روي DFE و بازيافت می باشد. در نتيجه ما فروض ساده‌تي درمورد فروش ضايعات و استخراج مواد خام درست كرده‌ايم. جمع‌آوري ضايعات خصوصي و هزينه مصرفي هر واحد ثابت و برابر D مي‌باشد. فرض شده می باشد كه استخراج مواد خام كه در صنعت رقابتي انجام شده می باشد، با برگشتي‌هاي ثابت به مقياس توصيف شده می باشد. هزينه هر پوند استخراج E مي‌باشد.

در مرحله توليد هر بنگاه به اندازه ()V پوند براي استخراج مواد جديد و به اندازه ()r پوند براي ورود مواد بازيافت شده بهره گیری مي‌كند تا ماده خروجي را توليد كند. اين 2 نوع ورودي‌ ماده جانشينان خوبي در توليد هستند. ما وزن توليد را به يك پوند در هر آيتم نرمال فرض مي‌كنيم. به عنوان يك نتيجه، مجموع محصول بنگاه يك جرم ()q دارد كه برابر تعداد آيتم‌هايي می باشد كه توليد شده می باشد. هيچ ضايعاتي توسط محصول در طول توليد به وجود نمي‌آيد. اين موضوع به يك وضعيت تعادلي ماده منجر مي‌گردد كه توسط فرمول روبرو داده مي‌گردد:

()q=()r+ ()V

همچنين توليد يك ورودي غير ماده نيز مي‌خواهد. مقدار اين ورودي كه بنگاه براي توليد q واحد با بازيافت‌پذيري P را نياز دارد توسط تابع هزينه (p,q;)C نشان داده مي‌گردد. افزايش محصول بازيافت‌پذيري، هزينه‌هاي غير ماده را افزايش مي‌دهد. بنابراين Cp>0 , Cq>0 می باشد. همچنينفرض مي‌كنيم كه متوسط هزينه‌ها در P در حال افزايش می باشد.

مصرف كننده‌ها مشابه هستند با تابع مطلوبيت شبه خطي . مطلوبيت بستگي دارد به مصرف ماده خوب، مجموع ضايعات جامد توليد شده توسط مصرف‌كننده‌ها، W، و مصرف غيرماده خوب و m. مجموع ضايعات مصرفي، W، تأثير منفي روي مطلوبيت دارد.

مصرف نبايد بالاتر از مواد بهره گیری گردد. تمام مواد بهره گیری شده بايد در پايان عمر مفيدشان حذف شوند. در اين 3 روش براي حذف هست: كصرف ضايعات جمع‌آوري مواد قابل بازيافت در جدول، و فروش مواد قابل بازيافت به ماشيني كه با اندازختن پوا در آن جنس بيرون مي‌آيد يا كاهش يافتن مراكز. محصولات حذف شده با 2 روش ذكر شده اخير باز يافت شده و قابل بهره گیری مجدد در توليد هستند. مواد باقيمانده، با مجموع جرم w به سمت مدفن‌هاي زباله فرستاده مي‌شوند. ما يك حالت يكواختي را فرض كنيم. در چنين حالتي مقدار ماده بهره گیری شده بازيافت شده در توليد، همان مقدراي می باشد كه توليد شده توسط بازيافت كننده و به اندازه ماده‌اي كه در سيستم به عنوان ورودي رها شده می باشد.

در فرايند توليد با بازيافت پذيري p، بازيافت كننده يك هزينه ثابت براي هر آيتم به بار مي‌آرود، k(p)، در فرايند بازيافت، جايي كه k'(p)<0 و k”(p)<0 می باشد، افزايش بازيافت‌پذيري محصول هزينه بازيافت را كاهش مي‌دهد اما در يك نرخ تصريف سرانجام، هزينه‌هاي معاملاتي غير ماده وابسته می باشد يا هر فرم از مصرف. هزينه‌هاي معاملة مصرف ضايعات به صفر نرمال شده می باشد. T2 هزينه معاملاتي وابسته به بازيافت، و در اينجا يك هزينه اضافه می باشد، T3 وابسته می باشد با پرداخت به مصرف كننده‌ها كه بالاتر می باشد از هر هزينه معاملاتي وابسته با جمع‌آوري مواد قابل بازيافت بطور رايگان. براي سادگي، ما شروع كرديم با فرض اينكه اين هزينه معاملاتي بطور مستقيم توسط مصرف‌كننده تحميل مي‌گردد. به هر حال، اين مهم می باشد تا بفهميم اين ساده‌سازي محدوديت واقعي نيست.

3-2- سياست‌ها و بازارها

اين مقاله متمركز شده می باشد روي تحريفات يه DFE و بازيافت ناشي از هزينه‌هاي معامله‌ در بازارهاي بازيافت ما فرض مي‌كنيم هيچ تحريفات ديگر ناشي از درآمديا ماليات‌هاي ديگر وجود ندارد، يا به بازارهاي غير رقابتي. ما نياز داريم به تعدادي فرض بيشتر براي بيان رقابت در بازار توليد. اگر بعضي از محصولات بازيافت و بقيه به مدفن‌هاي زباله مي‌طریقه، بنابراين بنگاه بايد درك دامنة سطح بازيافت‌پذيري محصولات را طراحي كند. ما به اين اجازه مي‌دهيم با فرض اينكه بنگاه هزينه معاملاتي نامتجانس دارد.

به گونه واضح، ما نمي‌خواهيم اين ناهمگني رقابتي بودن بازار توليد را به مخاطره بياندازد. ما فرض مي‌كنيم يك تكنولوژي بنگاه نمي‌تواند از رقيبش پيروي كند، و ميانگين هزينه‌ها «U شكل» می باشد با غير اقتصادي بودن مقياس كه مانع مي‌گردد هر بنگاه با يك مزيت هزينه از توسعه دادن به نقطه‌اي كه اين ممكن می باشد قدرت بازار را به دست آورد. يك هدف از اين مقاله نشان دادن اين می باشد كه انگيزه (مشوق) براساس سياست‌ها، قادر به بيان DFE و بازيافت می باشد با اين هدف در فكر، ما محدود كرديم مداخله در وضعيت ابزارهاي سياست مانند ماليات‌هاي توليد، سوبسيدهاي بازيافت، و حق‌الزحمه مصرفي. بطور ويژه، هيچ قانون دولتي سرويس‌هاي بازيافت نيست؛ ترجيحاً بازيافت كننده‌ها بنگاه‌هاي حداكثر كننده سرد كه اقدام مي‌كنند در صنعت رقابتي.

3- تعادل بازار

به مقصود توصيف يك تعادل، با در نظر داشتن مراحلي كه در تصوير شماره 1 نشان داده شده اقدام مي‌كنيم، به گونه بازگشتي جانشين كننده قيمت‌ها به سمت تصميمات قبلي. اول، شناسايي مي‌كنيم تعادل قيمت را براي موادي كه بازيافت كننده از توليد كننده دريافت كرده می باشد. بدليل اينكه مواد بازيافت شده و مواد اوليه جانشين خوبي هستند، و بدليل اين كه استخراج يك صفت رقابتي می باشد، قيمت هر واحد آيتم بازيافت شده مواد قيمت استخراج هر پوند، F خواهد بود. همچنين بازيافت كننده ممكن می باشد از دولت پرداختي را دريافت كند به عنوان سوبسيد بازيافت. ما اجازه مي‌دهيم اين سوبسيد متفاوت باشد طبق اين كه آيا (اعم از اينكه) مواد قابل بازيافت جمع‌آوري شده‌اند در جدول بازيافت بدون پرداخت تا جمع‌آوري شده در ماشين Vending يا مراكز بازيافت كه پرداخت ايجاد مي‌گردد؛ S2 سوبسيد می باشد براي جدول بازيافت و S2 سوبسيد براي ديگر بازيافت.

بازيافت كننده‌ها پرداخت مي‌كنند به مصرف كننده‌ها ()Pr براي مواد قابل بازيافت كه براي ماشين بازيافت يا مراكز بازيافت آورده شده‌اند و همچنين هزينه‌هاي ()Kرا به بار مي‌آورد در اين وضعيت، يك بازيافت كننده ايجاد مي‌كند خالص دريافتي ()+S3-Pr()E-K در هر پوند از ماده با بازيافت‌پذيري P كه در فرايند می باشد. تحت اين فرض كه بازيافت‌كننده‌ها به گونه عابي رقابت‌پذير هستند و هزينه‌هاي ثابت ندارند، هر بازيافت كننده در هر خريد سود را به صفر مي‌رساند.

بدين معني می باشد كه تعادل قيمت كه مصرف كننده‌ها از بازيافت‌كننده‌ها دريافت مي‌كنند هست:

+S3()E-K=()Pr

بعضي محصولات ممكن در جدول براي بازيافت كننده‌ها قرار داده شده براي جمع‌آوري بدون پرداخت. تنها محصولاتي كه يك بازيافت كننده ضرر نمي‌كند. حتي وقتي كه پرداخت يك قيمت صفر، پذيرفته گردد اينچنين محصولاتي بايد يك سطح بازيافت‌پذيري داشته باشند چنان كه .

مصرف كننده‌ها 3 روش براي حذف محصولات بهره گیری شده‌شان دارند، فروش ضايعات، جدول بازيافت و فروش به بازيافت‌كننده‌ها مراكز و ماشين بازيافت. آنها انتخاب خواهند كرد. كمترين روش هزينه براي رهايي از شر محصولات بهره گیری شده‌شان. براي شروع، فرض كنيم كه هزينه‌هاي معامله وابسته با جدول بازيافت كمتر می باشد از آن 2 مصرف و … ، T2<0.كه هست يك حق‌الزحمه نامنفي، f، براي هر پوند براي جمع‌آوري زباله. بدين معني می باشد كه هزينه‌هاي معاملاتي مانعي براي جدول بازيافت نيستند. يك مصرف كننده مي‌خواهد هميشه ترجيح بدهد تا رها كند يك محصول كه براي بازيافت جمع‌آوري شده می باشد (بدون پرداخت)، از اينكه رها كند آن را براي خودداري از جمع آوري. به هر حال بازيافت كننده بايد به خواستار اين باشد تا بپذيرد محصول را، اين بايد ملاقات كند آستانه، ، كه در بالا معرفي گردید.

اگر يك محصول بازيافت‌پذيري بالا دارد، مصرف كننده خواستار اين خواهد بود كه يك هزينه معاملاتي اضافه T3 به بار آرد، به مقصود پرداخت براي آن. بدين معني می باشد كه در اينجا يك آستانه دوم هست، ، جايي كه قيمت دريافت شده می باشد فقط T3، جايي كه +S3=T3 ()E-K . در بين اين 2 آستانه، بازيافت كننده خواهد پذيرفت آيتم را بدون پرداخت، بنابراين مصرف كننده انتخاب خواهد كرد اين روش حذف جابجايي پرداخت حق‌الزحمه مصرفي. زير آستانه كم، ، آيتم به سمت زباله مي‌رود.

PRC، خالص هزينه خصوصي حذف يك محصول كه به بار آورده شده توسط مصرف كنند در پايان عمر محصول.

(2)                        

جايي كه

دانلود فرمت word : دانلود پروژه مدیریت منابع ضایعات شهری – قسمت دوم

  • این روش مناسب ترین روش دفع زباله می باشد که در مقایسه با روش دفن کردن به زمین کمتری نیاز دارد. خاکستر به جای مانده از سوزاندن زباله ها به علت عاری بودن از مواد آلی و باکتری ها از نظر بهداشتی مخاطره آمیز نبوده و قابل دفن می باشد.
  • در این روش آب و هوا و تغییرات جوی تأثیر گذار نیست.
  • سوزاندن زباله در دستگاه زباله سوز منافع جنبی که به آن EXTERNALITY مثبت می گوییم دارد. نظیر بهره گیری از حرارت ایجاد شده برای گرم کردن بویلر ها و در نتیجه تولید انرژی.
  • نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید
  • معایب سوزاندن زباله:

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
    • این روش در مقایسه با سایر روش ها به سرمایه گذاری و هزینه اولیه بیشتری نیاز دارد.
    • این روش ایجاد بو و آلودگی هوا می نماید که عموماً مورد اعتراض مردم می باشد.
    • به پرسنل کارآزموده و افراد مجرب برای بهره برداری و نگه داری دسگاه های زباله سوز نیاز می باشد.
    • هزینه نگهداری و تعمیرات در این روش بالاست.
    • این روش برای دفع مواد زاید خطرناکی نظیر مواد رادیواکتیو و مواد قابل انفجار روش مناسبی نیست.

    بازیافت:

    بازيافت، فرايندي می باشد كه در آن مواد زايد، جدا شده و به عنوان ماده خام براي توليد محصولات جديد، بهره گیری مي‌گردد. به بيان ديگر، بازيافت به معناي بازگرداندن مواد قابل بهره گیری به چرخه توليد و يا به طبيعت می باشد. بازيافت داراي مراحلي نظير جداسازي مواد قابل بازيافت (مانند شيشه، پلاستيك، فلز و…) و پردازش آن می باشد. به‌گونه‌اي كه مواد زايد در فرايندهاي مختلف مجدداً بهره گیری شوند

    فوايد بازيافت

    1. كاهش حجم زباله ورودي به محيط زيست
    2. كاهش آلودگي
    3. كاهش نياز به مراكز دفن و زباله‌سوزها
    4. كاهش نياز به توليد يا ورود مواد خام از خارج
    5. افزايش توليد ملي
    6. افزايش اشتغال
    7. افزايش سطح بهداشت عمومي

    همین مسأله باعث شده می باشد کیفیت فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی انواع خاک های کشاورزی کشور ما در حد مطلوب نباشد. برای حل این مشکل کمپوست کردن مواد زاید آلی نظیر زباله های خانگی به عنوان یکی از راه های اصلاح خاک های کشاورزی و همچنین یکی از راه های جلوگیری از آلوده شدن آب ها و خاک های محل دفع مواد زاید و فسادپذیر و پیشگیری از اشاعه بیماری ها توسط حشرات، جوندگان و … توصیه می گردد.

    تهیه کمپوست به دو روش هوازی و بی هوازی انجام می شود. روش کمپوست بی هوازی از طریق راکتور های تهیه کمپوست بی هوازی انجام می شود. این راکتور ها شامل 3 بخش استوانه ای با قطر 30 سانتیمتر و ارتفاع 120 سانتیمتر طراحی می گردد. ته و درب این استوانه ها به صورت مجزا تهیه و به وسیله پیچ بر روی استوانه ها نصب می گردد کل استوانه با پشم شیشه عایق بندی می گردد.

    کمپوست تولیدی از مواد زائد شهری تأثیر مهمی در افزایش درصد مواد آلی خاک دارد و در صورت تولید با کیفیت بالا به راحتی می تواند قسمت مهمی از نیاز خاک و به تبع آن گیاهان را در جذب مواد غذایی و آب تأمین نماید.

    به علاوه کمپوست به خاطر ویژگی های خاص خود در اصلاح خاصیت فیزیکی خاک دارای تأثیر ارزنده ای می باشد. میزان کاربرد کود کمپوست در خاک ها بسته به شرایط آنها بین 40 تا 80 تن در خاک توصیه می گردد.

    اثرات کمپوست در خاک عباتند از:

    • کمپوست در خاک های سنگین دانه بندی و تخلخل خاک را بهتر می سازد که این امر باعث افزایش نفوذ پذیری و تهویه خاک می گردد.
    • در خاک های سبک به نگهداری آب و مواد غذایی کمک نموده و از شستشوی آنها جلوگیری می کند.
    • حالت چسبندگی خاک را کاهش داده و از مقاومت خاک پیش روی ماشین آلات کشاورزی و در نتیجه عملیات زراعی در مزرعه با انرژی کمتر انجام می گردد.
    • هوموس حاصل از مواد آلی کمپوست می تواند چند برابر خود آب جذب کند و از به هدر رفتن آن جلوگیری کند.
    • کمپوست دارای عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف گیاهان می باشد و این مواد را به تدریج آزاد و در اختیار گیاهان قرار می دهد.
    • کمپوست عموماً فعالیت های بیولوژیک خاک را تشدید نموده و به حاصلخیزی خاک کمک می کند.
    • مصرف کمپوست خاک های بکر و غیر قابل بهره گیری را احیا نموده و محیط مناسبی جهت رشد درختان و گیاهان زراعی فراهم می کند.

    تهیه کمپوست از زباله های شهری لجن فاضلاب راه مفیدی برای مصرف مجدد و دفع بهداشتی این مواد می باشد.

         یک مطالعه توصیفی را به صورت مقطعی در شهر یزد انجام داده ایم. برای انجام این مطالعه پرسشنامه ای تهیه گردید که شامل 5 سؤال به صورت گزینه ای بود. در پرسشنامه تنظیم شده مواردی مانند آشنایی با مفهوم بازیافت، مواد قابل قابل بازیافت و شرایط جمع آوری و نگهداری زباله مورد مطالعه قرار گرفت.

    به دلیل محدودیت زمانی ومکانی پر سشنامه ها فقط در دو منطقه (صفاییه و امام شهر) و خوابگاه های دانشجویی دانشگاه یزد توزیع گردید، که جمعا 100 نمونه انتخاب و توسط آنها پرسشنامه تکمیل گردید.پس از جمع آوری پرسشنامه نتایج تجزیه و تحلیل گردید، که نتایج در جدول شماره 1 و نمودارهای شماره 1 تا 5 نشان داده شده می باشد.

    پرسشنامه:

    1)تا چه اندازه با مفهوم بازیافت آشنا هستید؟

    الف) اصلاً آشنایی ندارم           ب) تا حدی آشنا هستم                 ج) با کلیه مراحلش آشنا هستم

    2) آیا دقیقا می دانید چه موادی قابل بازیافت هستند؟

                    الف) بله                             ب) خیر

    جدول شماره 1: چگونگی جمع آوری و انتقال زباله در منازل و میزان آگاهی مردم از بازیافت

    5 4 3 2 1 مناطق / سؤال
    خیر بله خیر بله خیر بله خیر بله ج ب الف
    %31 %19 %12 %38 %25 %25 %21 %29 %5 %41 %4 صفاییه
    %23 %7 %3 %27 %10 %20 %11 %19 %5 %20 %5 امام شهر
    %12 %8 %5 %15 %8 %12 %8 %12 %3 %15 %2 خوابگاه دانشجویی
    شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید