پایان نامه رایگان درباره استان گلستان

et al., 1992) و نيز در چين (Cixian & Linxian) گزارش شده است (Chu & Li, 1994).
فومونيسين‌ را مي‌توان از روشهاي زير تعيين و ارزيابي نمود.
1- Thin layer chromatography TLC
2- Liquid chromatography LC
3- Mass spectroscopy MS
4- CZE Gas chromatography, immunochemical methods and capillary zone electrophoresis
5- Enzyme Linked Immunosorbent Assay ELISA
6- High performance liquid chromatography HPLC

محققين مختلفي بر روي سنجش ميزان توليد فومونيسين در خوشه‌هاي ذرت آلوده به بيماري پوسيدگي فوزاريومي بلال در دنيا تحقيق نموده‌اند
(Gelderblom et al., 1988; Miller et al., 1995; Rhedeer et al., 2002).
گيرالمو و همکاران روشهاي مختلف استخراج و تصفيه در ذرت براي تعيين ميزان فومونيسين به منظور تحقيق در تاثير شرايط مختلف آزمايش را براي بهينه‌سازي روش آناليز فومونيسين مقايسه نمودند (Girolamo et al., 2004).
ميرابوالفتحي و همکاران ميزان فومونيسين در نمونه‌هاي ذرت مزارع و انبارهاي ذرت استان گلستان را با استفاده از ستون Fumi-test (Vicam, watertown, MAUSA) تصفيه، با اورتوفتالدئيد
(ortho-phthaldelyde)، OPA، مشتق‌سازي و با HPLC تشخيص، رديابي و تعيين کردند
(ميرابوالفتحي و همکاران، 1385).
اخيراً‌براي شناسايي سريع مايکوتوکسين‌هاي مختلف از کيت‌هاي آماده و تجاري الايزا (ELISA) بر اساس خصوصيات سرولوژيکي دو واکنش آنتي بادي- آنتي ژن تهيه گرديده‌اند، استفاده مي‌شود. در ارتباط با فومونيسين نيز از کيتهاي مختلف ELISA براي رديابي و شناسايي سريع آنها در مواد غذايي و قارچهاي مولد استفاده مي‌گردد. به عنوان مثال از کيت (Romer labs, Austria)
Agar Quant (r) و FUMONISIN RIDASCREEN (R-Biopharm , Germany) در شناسايي سريع و دقيق فومونيسين در ذرت، گوشت، غلات و …با بهره‌گيري از واکنش آنتي‌بادي‌هاي ،آنتي فومونيسين استفاده مي‌گردد .
روشهاي مختلفي براي سنجش ميزان فومونسين ها مورد استفاده قرار ميگيرند اما روشهاي کروماتوگرافي مايع با کارآيي بالا (HPLC) و الايزا ELISA که بر اساس خصوصيات سرولوژيکي و واکنش آنتي‌بادي- آنتي‌ژن عمل مي‌کند به ميزان بيشتري براي شناسايي ، رديابي و تعيين کمي فومونيسين ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
در تحقيقي که توسط شفرد و همکاران (Shephard et al., 2002) در ايران انجام گرفت حضور فومونيسين‌ها بويژه فومونيسين B1 را در مزارع ذرت ايران نشان داد. تحقيقاتي که در ايران در اين زمينه صورت پذيرفته انگشت شمار مي‌باشد که مي‌توان به برخي از آنها اشاره نمود از جمله
مطالعاتي که حضور فومونيسين‌ها به ويژه فومونيسين B1 را در مزارع ذرت در ايران نشان دادند
(Yazdanpanal et al., 2001, 2006; Ghiasian et al., 2005; Shephard et al., 2002;
(Rahjoo et al., 2008.

2-2-7- هتروتاليسم
تعيين گروههاي سازگاري رويشي در طبيعت نشان‌دهنده ميزان تفاوت در ترکيب لوکوس‌هاي Vic خواهد بود که در واقع ميزان تنوع ژنتيکي موجود در جمعيت و امکان وقوع چرخه شبه جنسي را نشان مي‌دهد. تحقيقات نشان داده است که قارچ F. verticillioides از نظر ژنتيکي تغييرپذير بوده و با توليد افراد جديد قادر است بر مقاومت ميزبان غلبه کند. سازگاري جنسي و نوترکيبي حاصل از آن در جمعيت قارچ مکانيزمهايي را براي توليد تنوع ژنتيکي از طريق ميوز فراهم مي‌نمايد و موجب توليد ژنوتيپ‌هاي جديد مي‌شود. هنگام توصيف گونه بر اساس ويژگيهاي بيولوژيکي، سازگاري جنسي يکي از پارامترهاي اصلي و مهم است. براي مطالعه سازگاري جنسي و تعيين تيپ آميزشي مختلف از روش تلاقي جدايه‌هاي متفاوت با استرين‌هاي نماينده (Tester) استاندارد استفاده مي‌شود. تعدادي از قارچها سيستم آميزشي هموتاليک (Homotallic) و بعضي سيستم آميزشي هتروتاليک (Heterotallic) دارند و بعضي ديگر پزودوهموتاليک يا هموتاليک دروغي Pseudo homotallic)) معمولاً تيپ آميزشي، حاوي ژنهاي اصلي کنترل کننده تلاقي موفق بين استرين هاي قارچ‌هاي رشته‌اي هستند (Leslie & Summerell, 2006). تعدادي از اين سيستم‌ها به وسيله مولکولهاي پيچيده از قبيل کاروتن (Caroten) و استروئيد (Steroids) کنترل مي‌شود
(Leslie et al., 2006). از لحاظ ژنتيکي، ساده‌ترين سيستم آميزشي قارچي سيستم دو قطبي است. در اين سيستم يک لوکوس تنظيم‌کننده تيپ آميزشي به نام MAT با دو آلل MAT-1 و MAT-2 وجود دارد.
اغلب قارچهاي هتروتال از جمله گونه‌هاي هتروتال فوزاريوم و قارچ هاي متعلق به گونه کمپلکس G.fujikuroi نيز داراي سيستم آميزشي دوقطبي مي‌باشند.
طبق نظر لزلي و کلين (Leslie & Klein, 1996) استرين‌هايي که از مزرعه جمع‌آوري مي‌شوند غالباً فاقد اين توانايي هستند که به صورت يک استرين ماده در تلاقي هايي که در شرايط آزمايشگاهي به کار مي‌روند، عمل نمايند.
استين کمپ و همکاران (Ateenkamp et al., 2000) نشان دادند که آللهاي MAT-1 و MAT-2 مناطق حفاظت شده‌اي روي کروموزوم گونه کمپلکس G. fujikuroi هستند. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد که آلل MAT-2 يک قطعه bp 800 و آلل MAT-1 يک قطعه bp 200 مي‌باشند. به مجموعه افراد يک قارچ که داراي تيپ‌هاي آميزشي خاص آن گونه بوده و قادر به آميزش با يکديگر بوده اما توانايي آميزش با افراد ساير جمعيتها را نداشته باشند جمعيت آميزشي اطلاق مي‌گردد. بر همين اساس تاکنون دست کم 9 جمعيت آميزشي براي اعضاي گونه کمپکس G. fujikuroi تعيين و با حروف A تا I مشخص شده است. گونه
F. verticillioides که فرم جنسي آن G. monilifo
rmis مي‌باشد جمعيت آميزشي A از اين گروه از قارچها محسوب مي‌گردد (Leslie, 1991). طبق تحقيقي که توسط دنيلسن و همکاران (Danielsen et al., 1998) روي 39 جدايه از جمعيت آميزشي A بدست آمده از بذور ذرت نواحي مختلف Costa Rica صورت گرفت 32 جدايه MAT-1 و 16 جدايه MAT-2 تشخيص داده شد.
طي تحقيقي که در ايران توسط ميرزادي و گوهري (ميرزادي و گوهري، 1385) بر روي تعيين تيپ‌هاي آميزشي F. verticilliaides صورت گرفت تمام 55 جدايه پس از تلاقي با تستر به صورت تيپ آميزشي MAT-1 مشخص شدند.

2-3- كنترل بيماري
کنترل قارچ F. verticillioides به علت جايگاه اندوفيتيك آن خيلي مشكل است و با توجه به اهميت اين قارچ از نظر خسارت وارده به محصول ذرت و نيز توليد مايكوتوكسين‌ها براي پستانداران و انسان ،كنترل و مديريت بيماري پوسيدگي فوزاريومي بلال بسيارحائزاهميت مي‌باشد
(Boerboom et al., 2006).
امروزه نياز براي كنترل اين بيماري يك هدف مهمي است و اين هدف نه تنها به خاطر افزايش عملكرد آن مخصوصاً در مناطقي كه جمعيت بشري بطور شديد وابسته به مواد غذايي است بلكه بخاطر اين است كه قارچ عامل بيماري بذرزاد بوده و متابوليت‌هاي سمي براي گياهان و حيوانات توليد مي‌كند
(Cole et al., 1973).
به طور کلي روشهاي کنترل بيماري را مي توان در چهار گروه تقسيم بندي کرد.
1- اقدامات بهداشتي و روشهاي زراعي
2- اقدامات قرنطينه اي
3- کنترل شيميايي
4- استفاده از ارقام مقاوم
قارچ فوزاريوم گونه F. moniliformeبه علت خاكزي بودن و توانايي آن براي باقي ماندن در بذر و بقاياي گياهي، اقدامات ويژه‌اي را براي كنترل نياز دارد زيرا تناوب زراعي و مبارزه شيميايي نوعاً با توفيق بالايي همراه نبوده است (Headrick & Patakey, 1989).
از جنبه مديريت زراعي مي‌توان استفاده از تراكم پايين بوته، حفظ تعادل و بالانس كودي را عنوان نمود.
مديريت اختصاصي در مورد اين بيماري توصيه نشده است. اما توصيه مي‌شود كه از هيبريدهاي حساس استفاده نشود. هيبريدهايي كه پوشش بلال ضعيفي دارند به آلودگي حساس‌تر هستند
(Boerboom et al., 2006) استفاده از هيبريدهايي كه بلال آنها پوشش خوبي دارند و رسيدگي در آنها در حالت خميدگي (reclining) است نسبت به هيبريدهايي كه پوشش آنها باز است يا اينكه در زمان رسيدگي ايستاده (upright) هستند كمتر به پوسيدگي بلال دچار مي‌شوند.
كنترل آفات بلال و حشراتي كه منشاء غذايي آنها بلال ذرت مي‌باشد،ونيز خيساندن بذر ذرت در محلول كلريد مركوريك (HgCl 1 در 1000 ( به مدت يك ساعت ميتواند براي درمان موثر باشد
(Brandstetfer, 1992). وارن و كولن (Warren &Qualen, 1986) در تحقيقي كه بر روي اثرات قارچ‌كش‌ها بر روي پوسيدگي ساقه و بلال انجام دادند، گزارش كردند كه سمپاشي برگي با استفاده از بنوميل، پوسيدگي ساقه و بلال را كاهش نداد، اما ضدعفوني بذر با كاپتان، بنوميل و تيرام براي كاهش منابع اينوكولم بذرزاد موثر بود. مطالعات انجام شده براي كنترل بيماري توسط شرباكوف (Sherbankoff, 1922) نشان داد كه ضدعفوني بذر با يك قارچكش عليه اين بيماري هيچ عملكرد بهتري نسبت به بذر ضدعفوني نشده ندارد. از طرفي واليو (Valleau, 1920) موفق شد يك قارچ‌کش ضدعفوني ‌كننده بذر براي كنترل اين بيماري بدست بياورد.
از جنبه مبارزه بيولوژيكي بيكن و همكاران (Bacon et al., 2001) نيز بيان داشتند كه قارچ .Trichoderme sp و نيز باكتري .Pseudomonos sp مي‌توانند به عنوان كنترل‌كنندگان بيولوژيكي بر عليه قارچ F. verticillioides موثر واقع شوند.
طي تحقيقي كه وكيلي (Vakili, 1984) انجام داد مشاهده كرد كه استفاده از قارچ
Gliocladium roseum بر عليه F. verticillioides ميزان جوانه زني در آگار را كاهش مي‌دهد.
هينتون و بيكن (Hinton & Bacon, 1995) نشان دادند كه مايه‌زني گياهچه ذرت با باكتري .Pseudomonos sp مانع از آلودگي با قارچ F. verticillioides مي‌شود.
استفاده از هيبريدهاي مقاوم نسبت به مبارزه زراعي و شيميايي از برتري خاصي برخوردار مي‌باشد (Smith & Madsen, 1949). پيشرفتهاي اصلاحي كه تاكنون در زمينه مقاومت به پوسيدگي ساقه و بلال به دست آمده است عمدتاً با استفاده از آلودگي مصنوعي (Artifical inoculation) صورت گرفته است (Deleon &Pandey, 1989). هوپ (Hoppe, 1953) و اولستراپ (Ullstrup, 1961) بيان داشتند كه انتخاب بذور عاري از بيماري و استفاده از ارقام مقاوم بهترين راه مبارزه مي‌باشد.

2-4- مکانيسمهاي مقاومت به بيماري
به طور کلي مكانيزمهاي مقاومت شامل موارد زير مي باشد:
1) مصونيت (Immunity):
به طور كلي، توانايي يك گياه در عدم تاثيرپذيري نسبي از بيماري به علت خصوصيات ژنتيكي را اصطلاحاً مقاومت (Resistance) گويند. درجات مختلفي از مقاومت به بيماري در گياهان وجود دارد براي مثال به مقاومت كامل به بيماري اصطلاحاً مصونيت (Immunity) گفته مي‌شود. مصونيت يك اصطلاح مطلق است اما مقاومت و حساسيت يك واژه نسبي است.
خصوصيات فيزيكي يك گياه مانند روزنه‌هاي طبيعي، وجود كرك، ديواره خارجي محكم، پوشش مومي ساقه و مواد شيميايي توليد شده توسط گياه ممكن است مسئول ايجاد مصونيت در گياه باشد.
2) فرار (Eascape)
فرار از بيماري (Eascape) بايستي كاملاً از مفهوم مقاومت متمايز شود زيرا گياهان ممكن است هيچگونه مقاومت ژنتيكي به بيماري نداشته باشند اما بتوانند از آلودگي اجتناب كنند.
3) تحمل (Tolerance)
تحمل (Tolerance) به توانايي يك گياه كه در برابر حمله يك عامل بيماريزا ايستادگي (Indur) كند و علائم ضعيف از خود نشان دهد گفته مي‌شود. مكانيسم‌هاي مقاومت به بيماريها توسط وين گارد (Wingard, 1941, 1953) و ديكسون (Dickson, 1956) مرور شده است.
گياهان مقاوم قادرند در برابر حمله يك پاتوژن از و
اكنشهايي نظير ايستادگي (With stand)، مقابله (Oppose)، كاهش (Lessen) و يا غلبه (Overcome) استفاده كنند ولي گياهان حساس قادر به دفاع از خود در مقابل يك ارگانيسم و يا غلبه بر اثرات حمله نمي‌باشند.(زماني و عليزاده، 1378).
وين گارد (Wingard, 1953) بر اين حقيقت تاکيد کرد كه درجات مختلف مقاومت به بيماري كه توسط گياهان بروز داده مي‌شود كه بصورت مطلق نمي‌باشند و عوامل محيطي ممكن است آنها را تحت تاثير قرار داده و شديداً تغيير دهند. اين عوامل را مي‌توان از جمله رطوبت خاك، دماي خاك، حاصلخيزي خاك، واكنش خاك، نور، حرارت، رطوبت هوا، سن گياه و رسيدگي گياه بر شمرد که بر روي مقاومت به بيماري تاثير مي‌گذارند و به طور كلي اثرات متقابل درجه بيماريزائي بيمارگر ، سن و شرايط گياه و شرايط محيطي، حساسيت به بيماري را تحت تاثير قرار مي‌دهند.
مكانيسم‌هاي ايجاد مقاومت به بيماري بصورت شيميايي، فيزيولوژيكي، مرفولوژيكي يا آناتوميكي مي‌باشد و عوامل زير توسعه بيماري را تحت تاثير قرار مي‌دهند:
1- نوع نمو جنيني
2- موانع بافتي
3- مسيرهاي طبيعي ورود پارازيت
4- سرعت بلوغ بافتها
5 – حضور يا عدم حضور كمپلکس‌هاي غذايي مناسب
2-5- غربالگري براي ارقام مقاوم به بيماري
مطالعات متعددي بر روي تکنيک‌هاي مايه‌زني (Inolulation) ذرت براي ايجاد علائم بيماري واسکرين (غربال کردن) به قارچ F. verticillioides صورت گرفته است.
درپر و رنفرو طي تحقيقي تکنيک‌هاي مختلف مايه‌زني بلال مورد بررسي قرار دادند
(Drepper & Renfro, 1990):
1- مايه‌زني در کانال تارهاي ابريشمي) (Silk chanel injection
2- قرار دادن بذور جو آغشته در وسط بلال BB Pellet) )
3- قرار دادن خلال دندان( Drill Tooth Pick)
4- ايجاد زخم در بلال به کمک ميخ (Nail Punch)
درپر و رنفرو (Drepper & Renfro, 1990) دراين تحقيق روش استفاده از ايجاد زخم در بلال را بهترين روش براي توليد شدت بيماري و درصد بيماري بالا جهت نشان دادن تفاوت در سطوح مختلف مقاومت حتي در شرايط نامساعد محيطي براي پيشرفت بيماري معرفي کردند.
گوليا و همکاران (Gulya et al., 1980) گزارش دادند که روشهاي ايجاد زخم مانند
(Ear puncture) نسبت به روش‌هاي بدون ايجاد زخم ماننداسپري تارهاي ابريشمي (Silk spray) موجب آلودگي بيشتر مي‌شوند زيرا پوشش بلال در روش Silk spray مانع رسيدن قسمتي از ماده مايه‌زني به دانه‌ها شده و در

دیدگاهتان را بنویسید