مقاله رایگان درباره گروه کنترل، فیزیولوژی، موسیقی ملایم

دانلود پایان نامه

ر (ترومای مغزی)، سطح هوشیاری بر اساس مقیاس کمای گلاسکو بین 5 تا 10 ، سن بین 18 تا 65 سال، عدم سابقه بستری قبلی در بخش مراقبت ویژه، حضور خانواده در 24 ساعت اول پذیرش بود همچنین معیارهای خروج برای بیمار شامل ترخیص پیش از روز ششم، فوت یا انتقال بیمار به مرکز دیگر بود. مداخله شامل حضور عضو خانواده بین 45 دقیقه تا یک ساعت بمدت 6 روز و هر روز 2 نوبت و انجام تحریکات حسی مشخص بود. در تمامی نوبت ها پژوهشگر عضو خانواده را همراهی می کرد. تحریک شامل بر بالین قرار گرفتن عضو خانواده و سپس معرفی خود به بیمار ، آگاه نمودن او از زمان و مکان و بیان خاطرات خوش گذشته، خواندن قرآن ذکر دعا یا کتاب شعر مورد علاقه بیمار، پخش صدای اعضای خانواده ،دوستان و یا موسیقی مورد علاقه بیمار و تحریکات لمسی اعم از ماساژ بود. ابزار بررسی سطح هوشیاری بیمار نمره کمای گلاسکو بود که سطح هوشیاری در 24 اول پذیرش و 24 ساعت روز ششم پذیرش بر اساس نمرات ثبت شده در چارت مراقبتی پرستاران و پزشک ارزیابی و لحاظ گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای کای دو و من ویتنی استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده افزایش نمره کمای گلاسکو روز ششم در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل از نظر آماری به شکل معنی داری بیشتر بود (001/0 P =). یافته های پژوهش نشان داد که تحریکات حسی آشنا و زود هنگام باعث افزایش سطح هوشیاری بیماران ضربه مغزی شد (18).
حسین زاده و همکاران (2013) در پژوهشی کارآزمایی بالینی یک سو کور با عنوان ” تاثیر تحریک شنوایی سازمان یافته با صدای پرستار بر طول مدت کما در بیماران ضربه مغزی” 40 بیمار ضربه مغزی بستری در بخش های مراقبت ویژه بیمارستان 5 آذر گرگان را مورد مطالعه قرار دادند. معیارهای ورود به مطالعه شامل بیماران ترومایی از هر دو جنس با GCS≤8 بعد از حداقل سه روز پذیرش در بخش مراقبت ویژه بودند. و همچنین در صورت نداشتن سابقه ایست قلبی که بیش از 4 دقیقه طول کشیده باشد، آسیب مغزی قبلی ، اختلال کاهش شنوایی قبلی ، اتوره و رینوره و آسیب ناحیه گیجگاهی نمونه ها وارد مطالعه می شدند. نمونه ها بصورت در دسترس و تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله بمدت 10 روز ، هر روز دو بار در شیفت های صبح و شب و قبل از ساعت 10 شب برای جلوگیری از تداخل با خواب طبیعی بیمار ، بمدت 15 دقیقه بیمار با صدای پرستار مرد تحریک شنوایی می شد. محتوای پیام و طول مدت کما برای تمام بیماران یکسان بود. سطح هوشیاری قبل و نیم ساعت بعد از هر بار تحریک شنوایی کنترل و ثبت می شد. داده های بدست آمده با کمک آمار توصیفی و تحلیلی ، تی مستقل و زوجی، آنالیز واریانس اندازه های تکراری و مجذور کای تحلیل شدند.
نتایج بدست آمده نشان داد که در گروه مداخله ، در روز پنجم پس از شروع تحریک شنوایی، بیمار از کما خارج شد (19/1±25/8) ؛در حالی که در گروه کنترل در روز دهم مطالعه میانگین سطح هوشیاری (96/1±8/7 ) بود که با توجه به آزمون آماری تی مستقل در دو گروه اختلاف معنی داری داشت(001/0 P). یافته های حاصل از نتایج نشان داد که برگشت به هوشیاری بیماران کمایی گروه مداخله (انجام تحریک شنوایی)نسبت به گروه شاهد زودتر صورت گرفته است(15).
مالکی و همکاران(2012) در پژوهشی کارآزمایی بالینی با عنوان ” بررسی تاثیر موسیقی ملایم بر شاخصهای فیزیولوژیک بیماران صدمات مغزی بستری در بخش های مراقبت ویژه ” 35 بیمار مبتلا به صدمات مغزی بستری در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی را مورد مطالعه قرار دادند. معیارهای ورود شامل بیماران ترومایی بین 18-63 سال و از هر دو جنس با GCS≤8 ، وضعیت همودینامیک پایدار، عدم دریافت داروهای آرام بخش وریدی ، عدم آسیب مغزی قبلی ، اختلال کاهش شنوایی قبلی ، اتوره و رینوره و آسیب ناحیه گیجگاهی بود. نمونه گیری به روش مبتنی بر هدف انجام شد و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل تقسیم بندی شدند. ابزار های گردآوری اطلاعات شامل مقیاس کمای گلاسکو، فرم ثبت شاخص های فیزیولوژیک بود. اطلاعات شامل درصد اشباع اکسیژن خون شریانی محیطی ، نبض ، تنفس، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، فشار متوسط شریانی ، فشار نبض و درجه حرارت مرکزی بدن بود که طی سه نوبت شامل نوبت اول 5 دقیقه قبل از موسیقی ، نوبت دوم بلافاصله پس از اتمام شنیدن موسیقی و نوبت سوم 10 دقیقه پس از اتمام موسیقی اندازه گیری شد. سطح هوشیاری نمونه ها 5 دقیقه قبل و 10 دقیقه بعد از اتمام موسیقی اندازه گیری شد. موسیقی استفاده شده برای تمام نمونه ها، موسیقی ملایم که محرک ، غم انگیز و هیجان انگیز نبود پخش شد. مداخله از ساعت 16 تا 18 انجام شد. نمونه ها برای 3 روز متوالی و هر روز بمدت 15 دقیقه به موسیقی گوش دادند.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای توصیفی،آنالیز واریانس اندازه های تکراری و آزمون بن فرنی انجام شد. نتایج نشان داد که شاخصهای فیزیولوژیک قبل و بعد از مداخله اختلاف معنی داری را نشان داد (001/0 P) بطوری که میانگین درصد اکسیژن شریانی افزایش و میانگین تعداد نبض، تنفس،فشارخون سیستولیک و دیاستولیک ، فشار متوسط شریانی و درجه حرارت کاهش یافت. میانگین فشار نبض کاهش یافت اما اختلاف معنی داری نداشت (197/0 P). همچنین آنالیز واریانس نمرات سطح هوشیاری نشان داد که میانگین نمرات سطح هوشیاری در روزهای اول،دوم و سوم اختلاف معنی داری داشته بطوری که در روز سوم نسبت به روز اول و دوم افزایش یافت (001/0 P). یافته های حاصل از نتایج نشان داد که موسیقی ملایم می
تواند باعث تعدیل شاخص های فیزیولوژیک بیماران صدمات مغزی شود (8).
بنابر آنچه ذکر شد می توان گفت از آنجایی که تحریک کمایی اولین فاز توانبخشی بیماران کمایی محسوب می گردد باید بلافاصله پس از پایدار شدن وضعیت وضعیت همودینامیک بیمار در طی 72 ساعت اول پس از آسیب در بخش مراقبت ویژه اعمال شود چرا که این یک قانون کلی است که کمای طولانیتر برایند بدتری دارد. بنابر این هرچه در این مرحله تاخیر بیشتری صورت گیرد بیمار بیشتر در معرض عوارض ناشی از اختلالات شناختی ، جسمی و حرکتی قرار می گیرد که متعاقبا این عوارض سبب تاخیر در بهبودی و هوشیاری مجدد ، افزایش تحریکات حسی ، محرومیت حسی، بستری طولانی مدت در بخش های ویژه و بدنبال آن افزایش خطر عفونت ، زخم بستر و قرار گرفتن در معرض تنش زا های محیطی بیشتر می گردد از جمله شیوه های انجام تحریک کمایی ، تحریک شنوایی است که با توجه به اینکه حس شنوایی آخرین حسی است که تحت تاثیر کاهش سطح هوشیاری قرار می گیرد ، می تواند مناسب ترین شیوه در این خصوص باشد لذا با توجه مطالب ذکر شده در خصوص پیشگیری از محرومیت حسی و تاثیر آن بر بیداری و هوشیاری، کنترل تنش و اظطراب بیماران و تاثیر آنها بر شاخصهای همودینامیک و عوارض این تغییرات بر بیماران و همچنین نقش و توان پرستاران در اجرای این روشها و نتایج متناقض مطالعات صورت گرفته در این خصوص ، پژوهشگر درصدد برآمد تا میزان اثر بخشی تحریکات شنوایی با صدای آشنا بر سطح هوشیاری و وضعیت همودینامیک بیماران کمایی را ارزیابی نماید.

فصل سوم

روش پژوهش

این فصل در رابطه با روش پژوهش ، ملاحظات اخلاقی و محدودیت های پژوهش تدوین شده است. روش پژوهش شامل نوع پژوهش ، جامعه پژوهش ، نمونه پژوهش و روش نمونه گیری ، مشخصات واحد های مورد پژوهش ، محیط پژوهش ، روش تعیین اعتبار و اعتماد علمی ابزار گردآوری داده ها، روش جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها می باشد.
1-3 نوع پژوهش :
مطالعه حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی می باشد که در آن تاثیر تحریک حسی شنوایی سازمان یافته بر تغییرات سطح هوشیاری و وضعیت همودینامیک در بیماران کمایی مورد بررسی قرار گرفت.

2-3 جامعه پژوهش :
جامعه مورد پژوهش این مطالعه، بیماران کمایی ناشی از ترومای سر بستری در بخشهای مراقبت ویژه مرکز آموزشی درمانی پورسینای رشت در سال 93 می باشند.
3-3 نمونه پژوهش و روش تعیین حجم نمونه:
در پژوهش حاضر حجم نمونه پژوهش بر اساس مطالعه ی حسین زاده و همکاران(2013) با عنوان تاثیر تحریک شنوایی سازمان یافته با صدای پرستار بر طول مدت کما در بیماران ضربه مغزی(15) و با فرمول تعیین حجم نمونه میانگین دو گروهی با ضریب اطمینان 95% تعیین شد.
≅30
حجم نمونه برای هر گروه 30 نفر تعیین شد که با توجه به 2 گروهه بودن حجم کل نمونه 60 نفر تعیین شد.

S1 : انحراف معیار نمره GCS روز سوم در گروه مداخله

S2 : انحراف معیار نمره GCS روز سوم در گروه کنترل

X1 : میانگین نمره GCS روز سوم در گروه مداخله

X2 : میانگین نمره GCS روز سوم در گروه کنترل
4-3 روش نمونه گیری :
در پژوهش حاضر نمونه گیری بصورت در دسترس انجام گرفت. بدین منظور هر بیمار کمایی با سطح هوشیاری کمتر و مساوی هشت (با ترومای سر) در صورت داشتن شرایط ورود به مطالعه که در بخش های مراقبت ویژه مرکز آموزشی درمانی پورسینای رشت پذیرش شد، پس از کسب رضایت نامه از بستگان درجه اول (ولی قهری) به عنوان نمونه وارد مطالعه شد. علاوه بر انجام همسان سازی گروهی با توجه به معیار های ورود مطالعه ، قرارگیری نمونه ها بصورت تصادفی بلوکه115 در دو گروه کنترل و مداخله بود؛ بدین منظور ابتدا 15 بلوک 4 نفره برای دو گروه مداخله و شاهد طراحی و چیدمان داخل بلوک ها انجام و بلوک ها شماره گذاری و سپس با توجه به جدول اعداد تصادفی ، شماره بلوکها انتخاب شد و با شیر و خط کردن، اولین نمونه در گروه مداخله قرار گرفت و در ادامه نمونه ها بر اساس چیدمان بلوک ، در گروه مداخله یا شاهد قرار گرفته و وارد مطالعه شدند. نمونه گیری به روش ذکر شده 3 ماه (از 24 تیرماه تا 28 مهر ) به طول انجامید. قابل ذکر است چنانچه بیماران قبل از اتمام 3 روز مداخله در دو گروه کنترل و مداخله ، فوت یا به مرکز دیگری منتقل می شدند از مطالعه خارج شده و جزء نمونه مطالعه نبودند اما اگر هوشیار می شدند و به بخش انتقال می یافتند، جزء واحد های مورد پژوهش بودند. در مجموع 83 بیمار شرایط ورود به مطالعه را داشتند. که ازین تعداد ولی قهری 7 بیمار پس از توضیح در مورد مطالعه و نحوه انجام مداخله ، جهت شرکت در مداخله رضایت ندادند ؛ همچنین شرایط همودینامیک 9 بیمار پس از شناسایی در 24 ساعت اول بستری ، پایدار نشد و از مطالعه خارج شدند. از طرفی 7 بیمار در مجموع در حین انجام مداخله دو گروه از مطالعه خارج شدند بطوریکه 2 بیمار در گروه مداخله به مرکز بیمارستانی دیگر منتقل و از مطالعه خارج شدند ؛ 2 بیمار در گروه مداخله (یکی در روز اول مداخله و یک بیمار قبل از شروع تحریک شنوایی در روز سوم ) و 3 بیمار نیز در گروه کنترل (2 بیمار در روز دوم مطالعه و یک بیمار در شیفت شب روز اول مطالعه) فوت نمودند و از مطالعه خارج شدند که مجدد با نمونه های دیگر جایگزین شدند.
5-3 مشخصات واحد های مورد پژوهش:
در این پژوهش، کلیه واحد های مورد پژوهش در زمان ورود به مطالعه شرایط زیر را دارا بودن
د :
ترومای سر با GCS: 3-8
طول مدت کما حداکثر 72 ساعت در شروع بررسی
سن 16 سال به بالا
راه هوایی مصنوعی (لوله تراشه –دهانی یا بینی- یا تراکئوستومی)
همودینامیک پایدار از24 ساعت قبل از ورود به مطالعه
فشار سیستول در محدوده ی 90 تا 160 میلی متر جیوه
ضربان قلب بین 60-100 در دقیقه
تعداد تنفس 12 تا 24 در دقیقه
دمای بدن بین 5/35 تا 38 درجه سانتیگراد
عدم سابقه ضربه به سر یا هر نوع پاتولوژی مغزی و تشنج در گذشته(بر اساس پرونده و اعلام خانواده)
نداشتن سابقه کاهش شنوایی(بر اساس اعلام خانواده و اطلاعات پرونده)
عدم خروج خون یا مایع مغزی نخاعی از بینی یا گوش هنگام تروما (با مشاهده و اطلاعات پرونده)
عدم ایست قلبی حین پذیرش که بیش از 4 دقیقه طول کشیده باشد(با توجه به پرونده)
نداشتن شواهد آسیب ساقه مغز یا انفارکتوس آن(تایید با مطالعات تصویری و تایی

دیدگاهتان را بنویسید