منبع تحقیق : دانلود پروژه مدیریت منابع ضایعات شهری – قسمت سوم

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بعضي از شواهد نشان مي‌دهد كه اين حادثه در قوطي‌هاي آلومينيوم آمريكا در حال افزايش می باشد، اين مجتمع درهر جدول برنامه بازيافتني مواد مفيد زيادي را در دسته‌بندي ضايعات براي بازيافت كردن داراست ولي در سالهاي اخير با نرخ نزولي بازيافت مواجه شده می باشد.

Gitlitz، گزارش كرده می باشد كه كمتر از نصف قوطي‌ها در بازار آمريكا در سال 2001 بازيافت شده بودند اين را مي‌توان با يك نرخ بازيافت 65% در اوج سال 1992 مقايسه كرد.

ما مدل خود را براي شناسايي محيط‌هاي سياست‌گذازيكه بازيافت كارا و طرح تصميات را اجرا مي‌كند، بهره گیری كنيم. در اينجا 3 سؤال در مورد طرح «ماليات- سوبسيد» كه در برگيرنده بازارهاي بازيافت می باشد را مطرح مي‌كنيم:

1) يا چنين طرح‌هايي نياز به همراهي قوانين زیرا بازگرداندن محصول (براي بازيافت) دارد؟

2) آيا چنين طرح‌هاي در جايي كه جدول‌هاي بازيافت موجود هستند، ضروري می باشد؟

3) چه كسي بايد سپرده‌هاي بدون صاحب را نگه‌داري كند- توليد كننده‌ها يا دولت؟

درا ين مقاله هر يك از اين سوالات را به نوبت مطرح مي‌كنيم و توسط مدل پيشنهادي خود جوابهايي را نيز ارائه مي‌كنيم:

طرح «سپرده- بازپرداخت» بعضي وقتها قوانين را به خوبي مالياتها و سوبسيدها وضع مي‌كند. براي مثال بعضي از ايالتها در آمريكا، طرح «بطري- اسكناس» را پذيرفته‌اند كه اين يك سيستم «سپرد- بازپرداخت» را براي ظروف آشاميدني (نوشابه) ايجاد مي‌كند. همچنين حكم كرده می باشد مقدار پولي را كه مصرف كننده‌ها به ازاي آيتم‌هايي كه برمي‌گردانند بايد دريافت كنند و نيز سازمانهايي ملزم كرده می باشد تا اين آيتم‌هاي مصرف كننده‌ها را قبول كنند. در آلمان سيستم «سپرده- بازپرداخت» براي ظروف آشاميدني هست و يك برنامه بازگرداندن محصولات بهره گیری شده كه نه تنها ظروف آشاميدني را بلكه تنوع گسترده‌اي از ديگر محصولات مصرف كننده را در بر مي‌گيرد.

در اينجا بررسي مي‌كنيم كه آيا اين نوع قوانين لازمند يا اينكه بازيافت و طرح تصميمات محيطي مي‌تواند صرفاً با انگيزه‌هاي «مالياتي و سوبسيد» و حق‌الزحمه مصرفي تحقق يابد؟

ما نشان مي‌دهيم كه اهداف محيطي حتي در محيط‌هاي واقع گرايانه‌اي كه ما فرض كرده‌ايم مي‌تواند تنها با تكيه بر سياست‌ها حاصل گردد. وجود بازارها، حتي بطور ناقص و بهره گیری نسبتاً ساده از ابزارهاي سياست پيمودن يك راه طولاني در جهت تشويق DfE مي‌باشد.

در يك گستره كمي، جدول بازيافت يك جايگزيني را براي كاهش يافتن مراكز، جايي كه به مصرف كننده‌ها براي بازيافت‌پذيري محصولشان مبلغي پرداخت مي‌گردد، فراهم مي‌كند. تا اين گستره يك سوال درمورد اين كه آيا هر دو لازم می باشد، هست. چه وقت «بطري- اسكناس» معرفي شده بود؟؛ جدول بازيافت چندان شناخته شده نبود.

گسترش جدول بازيافت، منجر به طرح سؤالاتي درمورد اينكه آيا بطري- اسكناس بايد به مرور عرضه شده باشد، مي‌گردد. زیرا مدل ما شامل هر دو نوع بازيافت می باشد، قادر به اينكه اين موضوع را مستقيماً مخاطب قرار دهيم هستيم. اگرچه پرداخت به مصرف كننده ها براي بازيافت محصولاتشان هزينه‌هايي دارد، كه شايد مانع بازيافت براي آيتم‌هايي با ارزش پايين نظير رصدنامه گردد، ما مي‌تواني دو مورد سود را از پراداخت شناسايي كنيم.

اول، بيشتر محصولات بازيافت پذير را مي‌توان در قيمتهاي بالاتر در پايان عمر مفيدشان به بازيافت كننده فروخت و در آينده مصرف كننده‌ها مايل به پرداخت بيشتر درطول خريدهاي اصلي خود خواهند بود.

اين موضوع يك انگيزه براي توليد كننده‌ها ايجاد مي‌كند تا محصولات قابل بازيافت توليد كنند. دوم، پرداخت به مصرف كننده‌ها منجر به يك نرخ بازيافت بالاتر مي‌گردد. به عنوان شناخت مدل ما، بعضي محصولات قابل بازيافت در واقع بازيافت نمي‌شوند.

به عنوان يك پيامد، سپرده پرداخت شده در چنين محصولي به مصرف كننده باز پرداخت نخواهد گردید. سپرده‌هاي بدون صاحب ممكن می باشد توسط توليدكنندگان حفظ گردد يا توسط دولت مصرف گردد يا بين آنها تقسيم گردد. و موضوع اغلب مورد نزاع واقع مي‌گردد. نشان خواهيم داد براي اينكه بهينه مقيد اجرا گردد، توليد كننده‌ها بايد سپرده‌هاي بدون صاحب را از دست بدهند.

دليل اين می باشد كه توليد كننده‌ها نياز دارد مقداري جريمه براي توليد عالي مه در مدفن‌هاي زباله تمام مي‌گردد. در يك جهان ايده‌آل اين جريمه مي‌تواند با دستمزدهاي بحث‌برانگيز به مصرف كنده‌ها براي فروش ضايعات فراهم مي‌گردد، تداعي كننده «دسته بالايي» به توليد كنندهها توسط بازارهاي توليد می باشد. اما بدليل مفقود شدن قيمت در جدول بازيافت، حق‌الزحمه مصرف بايد با معيار ديگري ميزان گردد- دادن انگيزه صحيح به مصرف كننده در مورد زمان بازيافت.

مدل در بخش بعدي طراحي شده می باشد. در بخش 3 ما يك تعادل با دسته‌بندي بدون نقص از قابليت بازيافت توصيف كرده‌ايم. در بخش 4، يك بهينه مقيد كه مي‌تواند با يك سلسله اوضاع سياست به دست آيد را نشان مي‌دهيم- شامل يك گزينه كه فقط ماليات و سوبسيد لازم دارد. به هر حال در اين مدل نياز به كارگيزي «سپرده-بازيافت» براي بازارهاي بازيافت نيست.

دليل اصلي و جواب ما به سومين سؤال سياست از بعضي آيتم‌هاي قال بازيافت و تمام شدني در مدفن‌هاي زباله پيروي مي‌كندو در بخش 5 اين دسته‌بندي معيوب به عنوان پديده‌ تعامل معرفي مي‌كنيم و در بخش 6 اظهار نظرهاي قطعي را ارائه مي‌كنيم.

2- مدل

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

توصيف بازيافت ‌پذيري

ما يك توصيف ساده و جامع را از بازيافت‌پذيري محصول مي‌پذيريم. درجه‌اي كه يك محصول بازيافت‌پذير می باشد توسط شاخص عددي P نشان داده شده می باشد، كه هزينه بازيافت محصول را تعيين مي‌كند. اين رفتار بازيافت‌پذيري از Calcatt & walls پيروي مي‌كند، اما اين فرق دارد با چيزي كه Fullerton & WU تعبير نمودند بازيافت‌پذيري را به عنوان نسبتي از محصول كه قابل بازيافت می باشد.

اگر چه هر كدام از اين تعبيرها به سختي براي تمام محصولات صحيح می باشد، ما احساس مي‌كنيم كه روش هزينه براي بيشتر كالاها واقع‌بينانه‌تر می باشد.

تقريبا هر محصولي به گونه فني قابل بازيافت می باشد، اما بيشتر محصولات براي بازيافت گران‌قيمت هستند و بيشتر تغييراتي كه توليد كننده‌ها مي‌توانند ايجاد كنند كه يك محصول به نسبت يك محصول بازيافت شده افزايش نيابد، اما ترجيحاً پايين آوردن هزينه محصول بهترين راه می باشد و اين تغييران گسترده‌ هستند.

براي مثال هزينه بازيافت بسته‌هاي پلاستيك كمتر می باشد. در صورتي اگر آلودگي ‌هايي كه به آساني از بسته‌بندي‌ها جدا نمي‌گردد اجتناب‌ناپذير باشد، اگر انواع پلاستيك‌هاي ويژه اجتناب شده باشد و اگر روش‌هاي ويژه توليد بهره گیری گردد.

توليدات الكترونيك مي‌توانند طوري طراحي شوند كه به راحتي باز شوند؛ بر چسب زدن مناسب مواد مي‌تواند بازيافت را ساده‌تر و ارزانتر كند، چنين قعاليت‌هاي گسترده‌اي در مدل ما مجاز شمرده شده می باشد. ديد ما درمورد بازيافت‌پذيري ما را به يك بدبيني درمورد دورنماهايي براي ماليات‌ها و سوبسيدها روي توليد كننده‌ها هدايت مي‌كند تا انگيزه‌هاي صحيح براي DFE را فراهم كند.

بازيافت‌پذيري اغلب براي طراحان سياست در جهت اندازه‌گيري به گونه پر معني پيچيده می باشد، بنابراين كاهش‌هاي ماليات نمي‌تواند به درستي پاداشي را توليد كنندگان جهت بازيافت‌پذيري محصولاتشان بدهد.

اگر بازيافت‌پذيري فقط ثبتي از يك محصول كه از مواد ويژه تركيب شده می باشد، باشد، به عنوان نويسندگان ديگر فرض شده می باشد، اين صورت طرح انگيزش «دسته بالايي» بيشتر امكان‌پذير خواهد بود. ما يك ورودي از مواد مركب را فرض كرده‌ايم. در نتيجه بعضي افزايش‌ها در بازيافت‌پذيري كه از بهره گیری بيشتر محيط نتيجه مي‌گردد در مدل آشكار نخواهد بود. در ضميمه D ما يك كشش ارائه كرده‌ايم كه براي چندين نوع از ورودي‌هاي مواد مجاز می باشد. به هر حال مدل با چندين ورودي به گونه چشمگيزي پيچيده می باشد بنابراين ما آن را در ضميمه D ارائه كرده‌ايم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

2-2- نمايندگان و تكنولوژي‌ها

ما يك مدل ساده را كه تركيب شده می باشد از 4 مرحله در دوره زندگي محصول و 2 نوع منبع را گسترش داده‌ايم. مراحل كه از مواد خام استخراج مي‌گردد عبارتند از: توليد، مصرف، انتقال (دورسازي) و بازيافت يا فروش. اولين نوع منبع ماده و ديگري غير ماده می باشد.

E

 

تصوير شماره 1 توصيفي از مدل مي‌دهد. هر گروه نشان دهنده يك فعاليت خاص می باشد. جهت پيكان‌ها نشان دهنده جريان مواد و قيمت در هر بازار توسط امتداد پيكان‌ها نشان داده شده می باشد. تمركز ما روي DFE و بازيافت می باشد. در نتيجه ما فروض ساده‌تي درمورد فروش ضايعات و استخراج مواد خام درست كرده‌ايم. جمع‌آوري ضايعات خصوصي و هزينه مصرفي هر واحد ثابت و برابر D مي‌باشد. فرض شده می باشد كه استخراج مواد خام كه در صنعت رقابتي انجام شده می باشد، با برگشتي‌هاي ثابت به مقياس توصيف شده می باشد. هزينه هر پوند استخراج E مي‌باشد.

در مرحله توليد هر بنگاه به اندازه ()V پوند براي استخراج مواد جديد و به اندازه ()r پوند براي ورود مواد بازيافت شده بهره گیری مي‌كند تا ماده خروجي را توليد كند. اين 2 نوع ورودي‌ ماده جانشينان خوبي در توليد هستند. ما وزن توليد را به يك پوند در هر آيتم نرمال فرض مي‌كنيم. به عنوان يك نتيجه، مجموع محصول بنگاه يك جرم ()q دارد كه برابر تعداد آيتم‌هايي می باشد كه توليد شده می باشد. هيچ ضايعاتي توسط محصول در طول توليد به وجود نمي‌آيد. اين موضوع به يك وضعيت تعادلي ماده منجر مي‌گردد كه توسط فرمول روبرو داده مي‌گردد:

()q=()r+ ()V

همچنين توليد يك ورودي غير ماده نيز مي‌خواهد. مقدار اين ورودي كه بنگاه براي توليد q واحد با بازيافت‌پذيري P را نياز دارد توسط تابع هزينه (p,q;)C نشان داده مي‌گردد. افزايش محصول بازيافت‌پذيري، هزينه‌هاي غير ماده را افزايش مي‌دهد. بنابراين Cp>0 , Cq>0 می باشد. همچنينفرض مي‌كنيم كه متوسط هزينه‌ها در P در حال افزايش می باشد.

مصرف كننده‌ها مشابه هستند با تابع مطلوبيت شبه خطي . مطلوبيت بستگي دارد به مصرف ماده خوب، مجموع ضايعات جامد توليد شده توسط مصرف‌كننده‌ها، W، و مصرف غيرماده خوب و m. مجموع ضايعات مصرفي، W، تأثير منفي روي مطلوبيت دارد.

مصرف نبايد بالاتر از مواد بهره گیری گردد. تمام مواد بهره گیری شده بايد در پايان عمر مفيدشان حذف شوند. در اين 3 روش براي حذف هست: كصرف ضايعات جمع‌آوري مواد قابل بازيافت در جدول، و فروش مواد قابل بازيافت به ماشيني كه با اندازختن پوا در آن جنس بيرون مي‌آيد يا كاهش يافتن مراكز. محصولات حذف شده با 2 روش ذكر شده اخير باز يافت شده و قابل بهره گیری مجدد در توليد هستند. مواد باقيمانده، با مجموع جرم w به سمت مدفن‌هاي زباله فرستاده مي‌شوند. ما يك حالت يكواختي را فرض كنيم. در چنين حالتي مقدار ماده بهره گیری شده بازيافت شده در توليد، همان مقدراي می باشد كه توليد شده توسط بازيافت كننده و به اندازه ماده‌اي كه در سيستم به عنوان ورودي رها شده می باشد.

در فرايند توليد با بازيافت پذيري p، بازيافت كننده يك هزينه ثابت براي هر آيتم به بار مي‌آرود، k(p)، در فرايند بازيافت، جايي كه k'(p)<0 و k”(p)<0 می باشد، افزايش بازيافت‌پذيري محصول هزينه بازيافت را كاهش مي‌دهد اما در يك نرخ تصريف سرانجام، هزينه‌هاي معاملاتي غير ماده وابسته می باشد يا هر فرم از مصرف. هزينه‌هاي معاملة مصرف ضايعات به صفر نرمال شده می باشد. T2 هزينه معاملاتي وابسته به بازيافت، و در اينجا يك هزينه اضافه می باشد، T3 وابسته می باشد با پرداخت به مصرف كننده‌ها كه بالاتر می باشد از هر هزينه معاملاتي وابسته با جمع‌آوري مواد قابل بازيافت بطور رايگان. براي سادگي، ما شروع كرديم با فرض اينكه اين هزينه معاملاتي بطور مستقيم توسط مصرف‌كننده تحميل مي‌گردد. به هر حال، اين مهم می باشد تا بفهميم اين ساده‌سازي محدوديت واقعي نيست.

3-2- سياست‌ها و بازارها

اين مقاله متمركز شده می باشد روي تحريفات يه DFE و بازيافت ناشي از هزينه‌هاي معامله‌ در بازارهاي بازيافت ما فرض مي‌كنيم هيچ تحريفات ديگر ناشي از درآمديا ماليات‌هاي ديگر وجود ندارد، يا به بازارهاي غير رقابتي. ما نياز داريم به تعدادي فرض بيشتر براي بيان رقابت در بازار توليد. اگر بعضي از محصولات بازيافت و بقيه به مدفن‌هاي زباله مي‌طریقه، بنابراين بنگاه بايد درك دامنة سطح بازيافت‌پذيري محصولات را طراحي كند. ما به اين اجازه مي‌دهيم با فرض اينكه بنگاه هزينه معاملاتي نامتجانس دارد.

به گونه واضح، ما نمي‌خواهيم اين ناهمگني رقابتي بودن بازار توليد را به مخاطره بياندازد. ما فرض مي‌كنيم يك تكنولوژي بنگاه نمي‌تواند از رقيبش پيروي كند، و ميانگين هزينه‌ها «U شكل» می باشد با غير اقتصادي بودن مقياس كه مانع مي‌گردد هر بنگاه با يك مزيت هزينه از توسعه دادن به نقطه‌اي كه اين ممكن می باشد قدرت بازار را به دست آورد. يك هدف از اين مقاله نشان دادن اين می باشد كه انگيزه (مشوق) براساس سياست‌ها، قادر به بيان DFE و بازيافت می باشد با اين هدف در فكر، ما محدود كرديم مداخله در وضعيت ابزارهاي سياست مانند ماليات‌هاي توليد، سوبسيدهاي بازيافت، و حق‌الزحمه مصرفي. بطور ويژه، هيچ قانون دولتي سرويس‌هاي بازيافت نيست؛ ترجيحاً بازيافت كننده‌ها بنگاه‌هاي حداكثر كننده سرد كه اقدام مي‌كنند در صنعت رقابتي.

3- تعادل بازار

به مقصود توصيف يك تعادل، با در نظر داشتن مراحلي كه در تصوير شماره 1 نشان داده شده اقدام مي‌كنيم، به گونه بازگشتي جانشين كننده قيمت‌ها به سمت تصميمات قبلي. اول، شناسايي مي‌كنيم تعادل قيمت را براي موادي كه بازيافت كننده از توليد كننده دريافت كرده می باشد. بدليل اينكه مواد بازيافت شده و مواد اوليه جانشين خوبي هستند، و بدليل اين كه استخراج يك صفت رقابتي می باشد، قيمت هر واحد آيتم بازيافت شده مواد قيمت استخراج هر پوند، F خواهد بود. همچنين بازيافت كننده ممكن می باشد از دولت پرداختي را دريافت كند به عنوان سوبسيد بازيافت. ما اجازه مي‌دهيم اين سوبسيد متفاوت باشد طبق اين كه آيا (اعم از اينكه) مواد قابل بازيافت جمع‌آوري شده‌اند در جدول بازيافت بدون پرداخت تا جمع‌آوري شده در ماشين Vending يا مراكز بازيافت كه پرداخت ايجاد مي‌گردد؛ S2 سوبسيد می باشد براي جدول بازيافت و S2 سوبسيد براي ديگر بازيافت.

بازيافت كننده‌ها پرداخت مي‌كنند به مصرف كننده‌ها ()Pr براي مواد قابل بازيافت كه براي ماشين بازيافت يا مراكز بازيافت آورده شده‌اند و همچنين هزينه‌هاي ()Kرا به بار مي‌آورد در اين وضعيت، يك بازيافت كننده ايجاد مي‌كند خالص دريافتي ()+S3-Pr()E-K در هر پوند از ماده با بازيافت‌پذيري P كه در فرايند می باشد. تحت اين فرض كه بازيافت‌كننده‌ها به گونه عابي رقابت‌پذير هستند و هزينه‌هاي ثابت ندارند، هر بازيافت كننده در هر خريد سود را به صفر مي‌رساند.

بدين معني می باشد كه تعادل قيمت كه مصرف كننده‌ها از بازيافت‌كننده‌ها دريافت مي‌كنند هست:

+S3()E-K=()Pr

بعضي محصولات ممكن در جدول براي بازيافت كننده‌ها قرار داده شده براي جمع‌آوري بدون پرداخت. تنها محصولاتي كه يك بازيافت كننده ضرر نمي‌كند. حتي وقتي كه پرداخت يك قيمت صفر، پذيرفته گردد اينچنين محصولاتي بايد يك سطح بازيافت‌پذيري داشته باشند چنان كه .

مصرف كننده‌ها 3 روش براي حذف محصولات بهره گیری شده‌شان دارند، فروش ضايعات، جدول بازيافت و فروش به بازيافت‌كننده‌ها مراكز و ماشين بازيافت. آنها انتخاب خواهند كرد. كمترين روش هزينه براي رهايي از شر محصولات بهره گیری شده‌شان. براي شروع، فرض كنيم كه هزينه‌هاي معامله وابسته با جدول بازيافت كمتر می باشد از آن 2 مصرف و … ، T2<0.كه هست يك حق‌الزحمه نامنفي، f، براي هر پوند براي جمع‌آوري زباله. بدين معني می باشد كه هزينه‌هاي معاملاتي مانعي براي جدول بازيافت نيستند. يك مصرف كننده مي‌خواهد هميشه ترجيح بدهد تا رها كند يك محصول كه براي بازيافت جمع‌آوري شده می باشد (بدون پرداخت)، از اينكه رها كند آن را براي خودداري از جمع آوري. به هر حال بازيافت كننده بايد به خواستار اين باشد تا بپذيرد محصول را، اين بايد ملاقات كند آستانه، ، كه در بالا معرفي گردید.

اگر يك محصول بازيافت‌پذيري بالا دارد، مصرف كننده خواستار اين خواهد بود كه يك هزينه معاملاتي اضافه T3 به بار آرد، به مقصود پرداخت براي آن. بدين معني می باشد كه در اينجا يك آستانه دوم هست، ، جايي كه قيمت دريافت شده می باشد فقط T3، جايي كه +S3=T3 ()E-K . در بين اين 2 آستانه، بازيافت كننده خواهد پذيرفت آيتم را بدون پرداخت، بنابراين مصرف كننده انتخاب خواهد كرد اين روش حذف جابجايي پرداخت حق‌الزحمه مصرفي. زير آستانه كم، ، آيتم به سمت زباله مي‌رود.

PRC، خالص هزينه خصوصي حذف يك محصول كه به بار آورده شده توسط مصرف كنند در پايان عمر محصول.

(2)                        

جايي كه

دیدگاهتان را بنویسید