منبع پایان نامه : دانلود پروژه رشته مدیریت درباره بررسی ارتباط بین کار و زمان – قسمت دوم

1- ماهيت بهره وري به معناي هوشمندانه كاركردن می باشد نه سخت تر كاركردن . بهبود بهره وري واقعي با كار سخت حاصل نمي گردد . علت آن می باشد كه جسم بشر محدوديتهايي دارد و فراتر از توان جسماني
نمي توان كار كرد .

2- بهره وري تنها خاص نيروي انساني نيست بلكه به معناي بهره گیری مؤثر و مفيد از تمام منابع مانند سرمايه ، زمين ، مواد ، انرژي ،   اطلاعات و نيروي انساني می باشد .پس بهره وري پديده اي چند بعدي می باشد .

3- بهره وري تنها بر كميت بازده تأكيد ندارد بلكه كيفيت بازده را نيز مهم مي داند . براي بالا بردن كيفيت ، وجوه اجتماعي ،رواني و اقتصادي بسياري بايد مورد توجه قرار گيرد و مسائلي مانند كيفيت محيط كار ، رعايت شغلي و …. اهميت پيدا مي كند .

4- كاهش هزينه ، هميشه بهره وري را بالا نمي برد . به ويژه برخي هزينه ها مانند آموزش و پژوهش كه در دراز مدت باعث افزايش بهره وري مي گردد و ممكن می باشد آثار كوتاه مدت نداشته باشد . پس كاهش هزينه بايد با در نظر داشتن درجه اهميت هر كدام از عوامل موثر در بهره وري صورت گيرد .

5- درست نيست كه تصور كنيم مفهوم بهره وري را تنها مي توان در توليد صنعتي يا كشاورزي به كار برد . بهره وري در هر نوع نظام و سازماني چه آموزشي ، خدماتي ، توليدي ، يا اطلاعاتي كاربرد دارد .

6- مفهوم بهره وري به گونه روز افزوني باكيفيت پيوند يافته می باشد . از عوامل مؤثر در كيفيت نيز نيروي كار ، مديريت آن و شرايط كار می باشد . امروزه نگرشهاي تازه اي در مديريت مطرح شده كه بيشتر از الگوي كنترل كيفيت ژاپني ها الهام گرفته می باشد كه با مشاركت دادن كاركنان در برنامه ريزي ، بهره وري افزايش مي يابد . زيرا نوع مشاركتها باعث افزايش رضايت شخصي مي گردد كه بر بهره وري اثر مي گذارد .

به گونه كلي نسبت به بهره وري بايد بينش فراگير و جامع اتخاذ گردد ; زيرا بهره وري كل جامعه را در بر مي گيرد . در واقع بهره وري معياري می باشد كه موارد زير را شامل مي گردد :

   1- ميزان تحقق ا هداف

   2- چگونگي بهره گیری كارا از منابع جهت ايجاد توليد مفيد

   3- آن چیز که به دست آمده در مقايسه با آن چیز که امكان داشته

     4- مقايسه عملكرد بهره وري

دیدگاههای مختلف درمورد بهره وری

تحليل ا نديشه بهره وري

بهره وري نسبت بين ارزش ستاده و ارزش داده در امر توليد می باشد كه به صورت ميزان ستاده پیش روی هر واحد داده ظا هر مي گردد .نسبت ارزش ستاده به داده نيروي كار ، بهره وري نيروي كار ناميده مي گردد . در اقدام مكرراً نظاره مي گردد كه مفهوم بهره وري در نظر افراد مختلف با در نظر داشتن تخصص ها ، مطالعات ، تجربيات و علائقي كه دارند يكسان نيست . بديهي می باشد همگاني شدن مفهوم واقعي بهره وري مي تواند خدمت بسزايي در جهت اشاعه فرهنگ بهره وري و آگاهي بيشتر نسبت به اهميت بهره وري و رشد آن باشد.

بهره وري از ديدگاه گروههاي اجتماعي

– بهره وري از ديد كاركنان عبارت می باشد از كار در محيطي پاكيزه ، با شرايط كاري مساعد ، فضايي همراه با آرامش حاصل از امنيت شغلي و اقتصادي ، با در نظر داشتن پرورش مهارتها و استعداد ها و پرداخت حقوق و پاداش متعادل با كار انجام شده .

– بهره وري ازدید توليد كنندگان عبارت می باشد از بهره وري در سرمايه گذاري مناسب و توليد بيشتر ، رقابت در عرضه محصولات بهتر ، كيفيت مر غوبتر ، فروش بيشتر و سود آوري بالاتر .

– بهره وري از ديد مصرف كنندگان عبارتست از دسترسي به كالاي ارزانتر ، فراوان و مرغوب.

– بهره وري از ديد دولتها عبارتست از عمران و آباداني بيشتر ، افزايش سطح اشتغال ، كاهش تورم و توزيع عادلانه ثروت.

– بهره وري از ديد ملتها عبارتست از رفاه و آسايش و زندگي بهتر ، فرصتهاي شغلي مناسب ، امكان دسترسي به كالاها و خدمات ارزان .

تعريف بهره وري از ديدگاه سيستمي

بهره وري از ديدگاه سيستمي طبيعت پيچيده تري داشته و در كل سيستم مطرح مي گردد .

بهره وري عبارتست از نسبت بين مجموعه خروجيهاي يك سيستم به وروديهاي آن .

==p

اين تعريف در سيستم هاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي و صنعتي كاربرد دارد .

صورت كسر كه خروجيهاي سيستم هستند مي تواند به شكل فيزيكي (حجم محصول، تعداد افراد فارغ التحصيل و ….) و مخرج كسر (مقدار مواد اوليه يا ساعت كار نيروي انساني و ماشين آلات و …..) تعريف گردد و يا اينكه به شكل معيارهاي ارزش مالي يا واحد پول رايج در هر كشور اندازه گيري مي شوند . در نمودار
مي توان تصوير مفهوم بهره وري از ديدگاه سيستمي را نظاره نمود .

همينطور كه در نمودار ديده مي گردد از ديدگاه سيستمي ، بهره وري در يك محيط با ويژگي هاي مختلف و متغيير قرار دارد و عوامل توليد مختلف مانند نيروي كار ، سرمايه ، انرژي ، مديريت ، تكنولوژي و …..بكار گرفته به عنوان وروديها به فرآيند توليد وارد مي گردند و بصورت خروجيهايي مانند كالاهاي ساخته شده و خدمات از اين فرايند بيرون مي آيند .

قيمت محصول و در دسترس بودن عوامل توليد ، تابع شرايط محيطي ، اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، تكنولوژيکی و غيره مي باشد . مسلماً اگر اين سيستم توانايي تغيير و اصلاح كيفي و كمي وروديها و خروجيها را داشته باشد مي تواند بهره وري را افزايش دهد . زماني كه سيستم داراي باز خور مجهز باشد سازمان
مي تواند از پويايي و تكامل برخوردار گردد .

بهره وري از ديدگاه ژاپني

بهره وري در ژاپن موضوعي ملي و فراگير می باشد و به عنوان يك رويكرد تاريخي ، استراتژي بهبود و بهره وري در كنار كنترل كيفيت جامع(TQC) و مدیریت کیفیت جامع (TQM) مطرح می گردد.

به عقيده پروفسور ساساكي استاد دانشگاه سوكا هاي ژاپن در رشته مديريت سيستمها ، بدون در نظر داشتن بهبود كيفيت و كاهش ضايعات بهره وري نمي تواند افزايش يابد .

توان رقابت پذيري در بازار را با در نظر داشتن مسئله ارتقای كيفيت مي توان بالا برد . لذا كا هش ضايعات در فرمول بهره وري وارد مي گردد .

بازده (محصول توليد شده )=Y

نيروي كار ( ساعات كار انجام شده) =L                                       

شاخص بهره وري = P

ژاپني ها يك عامل ضايعات را در صورت كسر وارد كرده اند تا تأ ثير كيفيت بر بهره وري را مورد نظر داشته باشند كه در آن

حجم كل توليد T=

   ضايعات D=                                                                                       Y=T-D                                                                                                  

كالاهاي سالم Y=

لذا هر چقدر ضايعات كمتر باشد صورت كسر افزايش يافته و بهره وري نيز بالا مي رود .

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پروفسور ساساكي فرمول ديگري را نيز معرفي مي كند كه به كارگر به عنوان تنها عامل كار توجه نشده و عامل مديريت را نيز وارد نموده می باشد :

قيمت ارزش كالا و خدمات فروخته شده در بازار S=

کارگر=L                                                                                                                          

مديريت M=

لذا از ديدگاه ژاپني ها براي افزايش بهره وري بايد به كيفيت نيروي كار ، مديريت و ساختار عوامل ديگر توليد كه تشكيل دهنده قيمت تمام شده هستند توجه گردد كه اين رويكرد ها به رويكرد تاريخي كايزن (بهبود مستمر) و كنترل كيفيت جامع مي انجامد .

بهره وري از ديدگاه ا قتصادي

از نظر ا قتصادي مقدار محصول يا خروجي تابع عوامل سرمايه و نيروي كار فرض مي گردد . يعني اگر فرض كنيم كه :

مقدار توليد Q=

سرمايه K=

نيروي كار L=

باشند آ نگاه مقدار توليد تابعي می باشد از مقدار سرمايه و نيروي كار Q=f(K,L)

لذا افزايش مهارت نيروي كار و يا تغييرات تكنولوژي و يا افزايش مهارت به همراه بهبود تكنولوژي مي تواند موجب افزايش مقدار توليد و حركت تابع توليد به سمت بالاتر و از آ نجا موجب افزايش بهره وري گردد .

به گونه كلي امروزه بهره وري نگرشي اقتصادي ، فني و فرهنگي نسبت به توليد می باشد كه در آن ا نسان فعاليتهاي خود را هوشمندانه و خردمندانه انجام مي دهد تا بهترين نتيجه را با كمترين هزينه و در مدت زمان كمتر بدست آورد .

گرچه بهره وري را بصورت كلاسيك بيشتر در امور اقتصادي تعريف كرده اند ولي مي توان مفهوم بهره وري را در همه امور زندگي روزمره تا چرخه عظيم صنعت در نظر گرفت .

بهبود بهره وری

بهبود واقعي بهره وري و احياي فعاليتهاي اقتصادي تنها زماني قابل حصول می باشد كه هم در عوامل سخت افزاري مثل تكنولوژي جديد و تجهيزات پيشرفته توليد و هم در عوامل انساني فعاليت اقتصادي مانند روابط نيروي كار با مديريت ، کوشش و پيشرفتهاي هما هنگ و متعادلي انجام شده باشد .

امروزه كليد بهره وري در اين نيست كه به نحوي از كاركنان كار بيشتري كشيده گردد، بلكه در بر انگيختن و تشكيل سرمايه و تحقيق و توسعه می باشد تا ابزاري براي انجام مؤثر تر كار در اختيار كارگران قرار بگيرد و اين همان زمينه اي می باشد كه صنايع اصلي توليدي ژاپني در آن برتري دارند.

عواملي كه باعث بهبود بهره وري كاركنان مي گردد :

1- نگرشهاي مثبت كاري، مانند داشتن غرور در كار و اراده براي پيشرفت مستمر .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

2- ارتقائ مهارتها و كسب مهارت جديد از طريق آموزش .

3- كمك به همكاران در مواقع لزوم و انجام كارها به صورت گروهي

4- مشاركت در برنامه هاي بهبود بهره وري مانند ((گروههاي كنترل كيفيت)) و ((طرح پيشنهادات)) .

5- درست بجای آوردن كار در همان بار اول .

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

6- حفظ سلامت جسماني خود .

تكنيكهاي مهندسي صنايع براي بهبود بهره وري

  • كار سنجي : كار سنجي تركيبي از دو گروه تكنيك می باشد، روش سنجي و اندازه گيري كار كه براي بررسي كار افراد مورد بهره گیری قرار مي گيرد و عواملي را كه بر كارايي مؤثر هستند نشان مي دهد . به گونه معمول كار سنجي براي افزايش محصول با بهره گیری از مقدار منابع مشخص بدون افزايش در سرمايه يا تنها با افزايش اندكي سرمايه به كار مي رود . اين هدف با تجزيه و تحليل عمليات به گونه منظم ، فرايند و روشهاي كار تأمين مي گردد .

كابرد روش سنجي و كار سنجي در امور اداري و توليدي

( Methods Study and Work Measurement )

اغلب بررسي ها تا قبل از جنگ جهاني دوم در زمينه هاي روش سنجي و زمان سنجي معطوف به كار خانجات و كار گاههاي توليدي بوده و به امور اداري و كار ها ي دفتري اهميت كمتري داده مي گردید .

علت اين بود كه در ساز مانهای صنعتي ، هزينه هاي اداري و دفتري جزء كوچكي از هزينه هاي مر بوط به توليد را تشكيل مي داد ، اما پس از جنگ جهاني دوم به علت وسعت امور ساز مانها و افزايش حجم خدما ت و اهميت كار هاي اداري كه براي ساز مان دادن و انجام امور توليدي و صنعتي لازمست ، مديران متوجه شدند كه هزينه هاي اداري و دفتري درصد قابل توجهي از هزينه ها را در مقايسه با هزينه هاي توليدي تشكيل مي دهد. بدين علت در سال هاي اخير روش سنجي و زمان سنجي در اندازه گيري هاي كار هاي اداري و دفتري مورد توجه خاص قرار گرفته و تجزيه و تحليل گران سيستم ها همواره مي كوشند با تجزيه و تحليل مداوم و ابداع و بكار گيري روش هاي صحيح ، حجم كار ها و زمان لازم براي انجام كار را تعيين نمايند.

به تدريج و با توسعه تكنيكهاي زمان و حركت سنجي ، در دهه اخير چنين احساس گردید كه عبار ت فوق با در نظر داشتن كاربرد وسيع آن در فعاليتهاي توليدي و غير توليدي غير كافي و همين گونه بسيار كوچك و محدود مي باشد و نتيجا عبارات زمان سنجي تبديل به « روش سنجي » و « اندازه گيري كار » توأما به « مطالعه كار » (Work Study ) تغيير و تحول يافته می باشد .

  • به گونه اختصار تكنيك مطالعه كار ( ارزيابي كار و زمان ) كه خود از دو تكنيك مطالعه روش و اندازه گيري كار فراهم آمده در واحد هاي صنعتي بخشي بنام بخش مهندسي روشها و استاندار ها و در ساير ساز مانهاي غير صنعتي دفتري به نام تعميم و بهبود روش را امروزه به وجودآورده می باشد.

مطالعه كار چيست ؟

جستجو براي يافتن يك روش مناسب براي عمليات توليدي موضوع جديدي نيست و تاريخچه آن به زمانيكه بشر به صورت اجتماعي تشکل پيدا كرد بر مي گردد . هميشه يافتن روش براي بهبود دادن در عمليات توليدي مورد توجه بوده و اغلب افراد با استعدادهاي خود روشهائي را نيز به استخدام در آورده اند . ليكن ابداع و بكارگيري اين فنون به نبوغ و ذوق افراد مسئول بستگي داشت و در صورتيكه مديري فاقد استعداد كافي بود ، شايد هیچگاه توسعه اي در روش كار و يا بهبودي در عمليات توليدي تحت نظر او نظاره نمي گردید . و متأسفانه تعداد افراد پر نبوغ نيز محدود بوده لذا به ندرت توسعه چشمگيري در امور نظاره مي شده می باشد . در اينجاست كه ارزش واقعي و اهميت « روشهاي مطالعه كار» به خوبي مي تواند تجلي كند ، زيرا با بهره گيري از اين روش حتي يك فرد با استعداد در حد معمول نيز مي تواند نتايج خوبي را در بهبود روش عمليات نشان دهد.

دليل اصلي اين امر در آ ن حقيقت نهفته می باشد كه روشهاي مطالعه كار به طريق سيستماتيك مراحل كار را مورد تجزيه و تحليل قرار داده و در نتيجه معايب روش ها را يافته و رهنمود هاي لازم را براي بهبود در روش كار ارائه مي دهد . موفقيتهاي روش هاي مطالعه كار در حقيقت مرهون همان سيستماتيك بودن اين روش می باشد ، بدين مفهوم كه دو مرحله جستجو براي معايب كار و يافتن راه حل براي از ميان برداشتن آن عيب را به گونه سيستماتيك دنبال مي كند. حال نوبت به تعريف و اهداف مطالعه كار مي رسد.

مطالعه كار : اصلاحي می باشد كه تكنيك هاي مطالعه روش سنجي را كه براي تامين حداكثر بهره گیری ممكن از نيروي انساني ، تجهيزات و مواد اوليه مورد نياز براي انجام يك كار مشخص بكار مي ر وند را در بر مي گيرد.

اهداف مطالعه كار عبار تند از :

  • مؤثر ترين بهره گیری از تجهيزات و مواد اوليه
  • مؤثر ترين بهره گیری از نيروي انساني
  • عملكرد مطلوب مجموعه تجهيزات ، مواد اوليه و نيروي انساني

اهم فوائد مطالعه كار عبار تند از :

  • روش مطالعه كار در ارزيابي و ساز مان بندي مجدد كار كمك به سزائي نموده و در بالابردن كارآيي توليد با صرف اندك هزينه اي كمك مؤثري مي نمايد.
  • روش مطالعه كار به گونه سيستماتيك قبل از مرحله توليد واقعي اين اطمينان را مي دهد كه هيچ عاملي حذف يا دوباره مطالعه نشده و از اطلاعات موجود به نحو كاملي بهره گیری شده می باشد .
  • روش مطالعه كار بهترين تكنيك جهت بدست آوردن استاندارد انجام كار مي باشد تا به حال تكنيك بهتري ابداع نگرديده می باشد و اين استاندارها مي تواند در كنترل و بر نامه ريزي توليد به نحو عالي مورد بهره گیری قرار گيرد.
  • موجب تقليل هزينه هاي عملياتي از طريق بهبود روش عملياتي مي گردد.
  • اين تكنيك به خوبي در اقسام مختلف كار ها قابليت بكارگيري و انعطاف پذيري دارد. و در محلي كه عمليات ، نيروي انساني را شامل گردد به خوبي كار برداشته و نه تنها در عمليات توليدي بلكه در بخشهاي اداري ، فروشگا هها ، آزمايشها ، بخشهاي خدماتي … بخوبي قابل بهره گیری می باشد.
  • اين تكنيك بهترين ابزار مسئله يابي عمليات می باشد كه در دست يك مدير مي تواند باشد.

تكنيك هاي اصلي مطالعه و ارتباط آنها :

همانگونه كه ديديد، مطالعه روش ها و اندازه گيري كار (كار سنجي ) به عنوان اصلي ترين تكنيك هاي مطالعه كار در صفحات قبلي معرفي گرديدند . در اينجا لازم می باشد آغاز به تعريف اين تكنيك ها پرداخته و سپس ارتباط بين آنها را نشان دهيد.

مطالعه روش ها : عبارتست از بررسي دقيق و ثبت روشهاي فعلي انجام كار و ارائه راه حل مناسبي كه منجر به تقليل هزينه ، بهبود و تسهيل در متد انجام كار گردد .

اندازه گيري كار : عبار تست از بكار گيري تكنيك هايي جهت تخصيص زمان براي انجام كار ي مشخص توسط فردي كارآزموده با عملكرد معلوم.

هدف اصلي از مطالعه روشها تقليل عمليات اضافي در انجام كار می باشد در حاليكه هدف اصلي اندازه گيري كار ، سنجش زمان هاي غيرمؤثر كار می باشد . و تركيب اين دو روش منجر به ايجاد يك زمان استاندارد جهت انجام عمليات بهبود يافته كار مي گردد . همانگونه كه از مفهوم اين دو روش بر مي آيد . با يكديگر مرتبط بوده و به گونه شماتيك در شكل اين ار تباط نشان داده مي گردد.

مطالعه کار

مطالعه روش:

همانگونه كه ديديم مطالعه روش ، ثبت سيستماتيك و بررسي دقيق و منتقدانه روش فعلي انجام كار به مقصود طرح و بكار بردن روش هاي ساده تر و موثر و كاهش هزينه ها مي باشد. اصطلاح مطالعه روش بجاي ( مطالعه حر كات ) به گونه چشمگيري مورد بهره گیری قرا گرفته می باشد اما در ترمينولوژي مهندسي صنايع تعاريفي به گونه جدا گانه براي مطالعه روش و مطالعه حركات آمده می باشد. كه مطالعه حركات بر حركات دستي و چشمي در ايستگاه هاي كاري ( موقع عمليات كاري ) محدود مي گردد . اما با وجود اين « مطالعه حركات » بعضي مواقع در متن كتابها به همان معني « مطالعه روش » مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد.

مطالعه روش، موضوعات زير را در برگيرد :

  • بهبود فرآيندها و روش هاي كاري
  • بهبود استقرار تجهيزات در كار گاه و ايستگاه كاري و بهبود طرح استقرار ماشين آلات و تجهيزات
  • صرفه جويي در بكار گيري نيروي انساني و كاهش كار هاي پرزحمت ، خسته كننده و غير ضروري
  • بهره گیری بهتر از مواد اوليه ، تجهيزات و نيروي انساني
  • ايجاد و توسعه محيط فيزيكي بهتر براي كار
  • طراحي ميز كار ها و ايستگاه هاي كار ي با در نظر داشتن اصول اقتصادي حركات و مهندسي فاكتور هاي انساني

اينها تعدادي از زمينه هاي مناسب براي مسائل و مشكلات از طرح استقرار پيچيده تا ريز ترين حر كات كارگران روي كار هاي تكراري ، در هر محل هستند.

 العمل كلي :

هنگاميكه هر مشكل و مسئله بررسي گردید آنها بايستي معين شده و به گونه منظم ومتوالي آناليز شوند . چنانچه يك توالي ممكن می باشد به صورت زير اختصار گردد.

  • تعريف مشكل يا مسئله
  • بدست آوردن همه عوامل مر بوط به مشكل
  • بررسي عوامل بحراني اما با اهميت
  • در نظر گرفتن راههاي ممكن تصميم گيري ، اينكه چه دنبال گردد.
  • اقدام روي تصميم گيري
  • تعقيب و توسعه دادن

مراحل مطالعه روش :

  • انتخاب : انتخاب كاري كه ضرورت داردمورد تجزيه و تحليل و مطالعه قرار گيرد.
  • ثبت : ثبت كليه جزئيات روش موجود با نظاره مستقيم آنها در قالب ابزار ترسيمي مناسب
  • بررسي : بررسي دقيق و منتقدانه اطلاعات جمع اوري شده
  • طرح و تدوين : طرح و تدوين مناسبترين روش ممكن با در نظر گرفتن شرايط واقعي نه كاذب
  • تعريف : تعريف روش جديد با در نظر داشتن زمان مر بوط
  • اعمال : اعمال روش جديد بر مبناي استاندارد هاي تعيين شده در زمان مجاز آن
  • ابقاء : ابقاء استاندارهاي جديد بوسيله روشهاي صحيحي كنترل

اينها هفت مرحله عمده و مهم در كاربرد مطالعه روش هستند كه هيچ يك از مراحل را نمي توان حذف كرد (به گونه دقيق و به هم پيوسته و مر تبط می باشد). و به شرط اينكه به گونه سيستماتيك در مراحل ارزيابي مشكلات و بررسي يافتن راه حل هاي آنها بكار گرفته گردد، موفقيت را تثبيت خواهد كرد . با افزايش مرحله زماني سنجي به عمليات فوق مراحل ارزيابي كار و زمان تكميل مي گردد و معمولا پس از طرح و تدوين روش جديد ، عمليات تعيين زمان استاندار صورت مي گيرد.

مطالعه روش از اهميت خاصي بر خوردار می باشد و نبايد نسبت به آن بي توجه و آن را كاري ساده و كم اهميت دانست.

انتخاب كار براي مطالعه و تجزيه و تحليل :

هنگاميكه يك ارزياب كار و زمان « كاري » را جهت مطالعه كار و روش سنجي انتخاب مي كند بايد معيار هاي مختلفي را در نظر بگيرد و در صورتي كه بدون اين ملاحضات كار را انتخاب كند بررسي آن مقرون به صرفه نخواهد بود . اهم ملاحظاتي كه بايد در نظر گرفته شوند عبارتند از :

الف – ملاحظات اقتصادي

ب- ملاحظات فني

ج – ملاحظات انساني

الف – ملاحظات اقتصادي : در همه مراحل حائز اهميت خواهد بود ، بديهي می باشد اگر كاري كه داراي اهميت اقتصادي كمي می باشد مورد مطالعه قرار گيرد يا كاري را كه پس از مدت كوتاهي وجود نخواهد داشت در بر نامه كار سنجي قرار دهيد ، اتلاف وقت و منابع می باشد . اولين پرسشي كه بايد جواب داده گردد اين می باشد :

آيا اين كار براي مطالعه ارزش خواهد داشت و يا نه ؟ آنقدر منافع مي رساند كه هزينه هاي مطالعه كار را جبران كند ؟

از معيار هاي زير مي توان جهت اين انتخاب كمك گرفت .

وجود گلوگاه ها : كه موجب باز داشتن ساير عمليات توليد مي گردد . نظير حركت ( جريان) مواد به مسافتهاي طولاني كه در ميان كار گاهها صورت مي گيرد.

  • عملياتي كه مستلزم بهره گیری از نيروي انساني زياد می باشد و يا عملياتيكه جا به جايي دستي و تكراري مواد را در بر دارد.
  • “عمليات در بر گيرنده كار هاي تكراري” عمليات كوتاهي كه تعدادي زيادي از كار گران به آن اشتغال داشته و تا مدت نسبتا طو لاني ادامه دارد.

ب- ملاحظات فني : كه به نظر بديهي مي آيد يعني دوباره هر كاري پيش از ارزيابي كار و زمان اطلاعات فني كافي داشت تا در نتيجه مطالعه كار احيانا به كيفيت محصول در اثر عدم آگاهي به نكات فني صدمه وارد نشود . مثلا:

الف ) در كوره پخت لعاب سراميك در صورتيكه بدون داشتن اطلاعات فني كافي اقدام به تغيير گردش كار گردد ممكن می باشد به كار صدمه وارد گردد . اما دلايل فني می باشد كه مي گويد چرا نيابد تغيير در گردش داده گردد. البته اين ملاحظات فني يك اطلاع و آگاهي براي يك متخصص در سراميك می باشد.

ب ) با ماشين افزاري كه در توليد گلو گاهي دارد و با سرعتي زير سرعت نر مال كار كند در صورتيكه بدون در نظر داشتن فر سودگي ماشين و نظر كار شناس فني در اين خصوص اقدام به تغيير سرعت بار ماشين كنيم . ممكن می باشد كه براي ماشين و محصول صد ماتي را به دنبال داشته باشد كه براي يك كار شناس ماشين ابزار يك مسئله مهم می باشد.

بنابراين كاري بايد جهت مطالعه و تجزيه و تحليل انتخاب گردد كه از نظر فني امكان بهبود در آن وجود داشته باشد و بهبود احتمالي از نظر فني قابليت تحقق داشته باشد.

ج ) ملاحظات انساني : در زمره عوامل با اهميت در نظر گرفته مي گردد ، عكس العمل هاي فكري و احساساتي براي بررسي تغيير روش بايد پيش بيني شوند . تجربيات پرسنل و شرايط كاري آنها بايد در نظر گرفته گردد.

  • براي موفقيت د رانتخاب كار مورد مطالعه بهتر می باشد ، آغاز كار هاي مشقت زا براي پرسنل كارهاييكه كه در شرايط كار نامطلوب در حال اجرا هستند ، در اولويت بررسي قرار گيرند . و از اين طريق ارزياب كار و زمان حسن نيت و توانمندي خود براي كمك به پرسنل را به اثبات برساند.

2- ساده كردن كار : اين روش تفكري می باشد كه در دهه 1930 بر اسا س اين واقعيت به وجود آمد كه افرادي كه عملا يك كار را انجام مي دهند اغلب خود بهترين وسيله اي هستند كه توسط آنها كار مي تواند بهبود يابد. ساده كردن كار از سه عنصر به وجود آمده : تفكر ، طرح و بر نامه اجراي كار .

به گونه كلي براي ساده سازي كار ، 6 گام اساسي زير بايد برداشته گردد :

  • انتخاب شغلي كه بايد بهبود يابد.
  • تمام واقعيات مربوط به آن شغل كسب گردد.
  • يك نمودار فر آيند تهيه گردد.
  • در مورد تمام جزئيات تحقيق گردد.
  • يك روش ترجيحي طراحي گردد.
  • تصميمات اجرا و نتايج كنترل گردد.

ابزار هاي ساده سازي كار شامل نمودار هاي فرآيند جريان ، نمودار جريان و صرفه جويي در حركات می باشد.

  • تجزيه و تحليل پارتو : اين اصل براي بهبود بهره وري ابزار ي مفيد می باشد ، زيرا توجه خود را بر معدوده مسائلي متمركز كرده ، به مشخص كردن اولويتها كمك مي كند . اين اصل مزبور در بسياري از نواحي مانند بازاريابي ، كنترل كيفيت ، تجزيه و تحليل بهبودي انبار ، تجزيه و تحليل فروش ، فرآيندهاي كاهش ضايعات و … به كار مي رود.
  • روش توليد به موقع ( JIT ) اين روش براي توليد واحد هاي موردنياز به مقدار لازم ، در زمان لازم می باشد. واضح می باشد كه مفهوم « لازم » بستگي به زمينه آن دارد. يك بخش دولتي ، يك شركت عام المنفعه و يك شركت كوچك خصوصي اولويتها و مسئوليتهاي متفاوتي دارد و حداقل موجودي مورد نياز بايد مطابق با خصوصيات آنها محاسبه گردد . مقصود اصلي از JIT عبارتست از كاهش هزينه ها در فر ايند توليد ؛ كه به اين وسيله بهره وري كل ساز مان افزايش مي يابد.

– نكاتي چند پيرا مون عوامل موثر در افزايش سطح بهره وري

شناخت عوامل موثر در افزايش بهره وري از آرمانهاي پايه اي محققان و پژوهشگران اين زمينه بوده و هست؛ اما تقريبا تمام محققان و مولفان اين رشته دراين باب اتفاق نظر ندارند كه براي افزايش سطح بهره وري عامل يا علت به خصوصي را نمي توان ارائه كرد، بلكه عنوان مي كنند كه ارتقاء بهره وري را بايد معلول تركيبي از عوامل گو نا گون دانست.

« راستاس » در اين مورد مي نويسد : از دياد توليد به ازاء هر ساعت نفر كار نبايد با سخت كوشي كار گر يكسان شمرد و فقدان افزايش بهره وري را نبايد با كاهلي كارگر يكي دانست . تغييرات بهره وري حاصل تاثيرات مركب تعدادي عوامل جداگانه اما مرتبط با يكديگر می باشد . اهم اين عوامل عبارتند از :

پيشرفت تكنولوژي – كارآيي مديريت – بهبود جريان مواد و مصالح و قطعات و نيز مهارت و مجاهدت بيشتر كار گران ».

« اشتاينر » و « گلدنر » نيز فهرستي از علل از دياد بهره وري تر تيب داده اند : « بخش اعظم افزايش
بهره وري نتيجه ازدياد مكانيزاسيون در صنعت می باشد . بهره گیری از ماشينهاي بهتر و جديد تر كار گر را قادر ساخته می باشد كه محصول بيشتري توليد كند . به علاوه بالا رفتن سطح آموز ش و مهارت نيروي كار ، قلت خستگي افراد نتيجه تقليل ساعات كار در هفته می باشد ، بهبود شرائط كار ، بر نامه ريزي و كنترل علمي توليد اثرات مهمي در ارتقاء بهره وري دارا هستند ».

با تعطيل كردن و از ميان برداشتن واحد هاي توليدي غير كار آمد مي توان سطح كلي بهره وري را بالا برد .

« جوكز » در مقاله اي كه در باره « توليد ذغال سنگ د ربريتانيا » نوشته می باشد عنوان مي كند كه با تعطيل معادني كه در حداقل كارايي هستند كل توليد معادل يك هشتم كاهش مي يابد ، اما پیش روی مقدار توليد به ازاء هر كار گر به ميزاني بيش از 12 درصد افزايش مي پذيرد.

عوامل موثر بر بهره وري بر دو دسته اند :

  • عوامل خارجي شامل سيستمهايي كه براي جامعه طراحي مي شوند ( و بايد اجازه رشد قابليتهاي فردي ودرك نتايج حاصل از بهره وري را به افراد بدهند ) و ارزشهاي ملي ، فرهنگي ، اجتماعي و جهت گيريهاي سياسي جامعه.
  • عوامل داخلي شامل ابزار ها ، تكنولوژيها ، ماشينها ، مواد ، طراحي ، آموزش، ارتباطات و … كه همه به گونه مضاعف بر روي هم تاثير مي گذارند تا بهره وري افزايش يابد.

ميزان تطابق با شرايط مطلوب در هر يك از فاكتور هاي كه نام برديم مي تواند يك عامل مثبت يا منفي در افزايش بهره وري به حساب آيد . اگر اثرات تركيبي فاكتور هاي مثبت بيش از اثرات تركيبي فاكتور هاي منفي باشد بهره وري بهبود خواهد يافت .

ممكن می باشد فاكتور هاي موثر منفي شركتي بيشتر از ديگر شركتها باشد اما بواسطه فاكتور هاي موثر مثبت موجود كه به گونه قوي روي اثر مي گذارند فاكتور هاي منفي خنثي شده باشد و در نتيجه بهره وري آن شركت از شركتهاي مشابه بيشتر باشد

بهبود واقعي بهره وري و احياي فعاليت هاي اقتصادي تنها قابل حصول می باشد كه هم در عوامل سخت افزاري مثل تكنولوژي جديد و تجهيزات توليد و هم در عوامل نرم افزاري مثل افراد ، ساز مان و سيستم ، روش هاي كار ، شيوه مديريت تلاشها و پيشرفت هاي متناسب و متعادلي انجام شده باشد .

راههاي بهبود بهره وري

قبل از بهبود بهره وري بايد وضع موجود سازمان را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد. راههاي گو نا گوني براي تشخيص ودرمان بيماريهاي يك ساز مان هست. در بيشتر مواقع ، بيماري سازمان در هر سه قلمرو سخت افزار ، نرم افزار و نيروي انساني هست. تشخيص نارساهاي سازمان در قلمرو سخت افزار به مراتب آسانتر از دو قلمرو ديگر می باشد .نقاط ضعف درد و حوزه نرم افزار و نيروي انساني دشوارتر می باشد .

در برخي از ساز مانها از گردش كار نا مناسب شكايت مي گردد اما در بررسي هاي دقيق تر مي توان به اين نتيجه رسيد كه نا آگاهي كار كنان از جزئيات نظام گردش كار، مساله واقعي می باشد . گردش كار نا مناسب بيماري در حوزه نرم افزار می باشد. در حالي كه نا آشنايي كاركنان نار سايي درحوزه نيروي انساني می باشد ، عكس اين موضوع نيز رخ مي دهد. براي نمونه از سوي مديريت يك ساز مان ، كار كنان شاغل ، افرادي بي علاقه به كار ارزيابي مي شوند. به همين دليل مديريت به دنبال راهها و تكنيك هايي مي رود كه انگيزه كار كنان خود را افزايش دهد . اين كار با پرداختهاي تشويقي ، قدرداني كتبي و يا گردش شغل صورت مي گيرد . در صورتي كه در بررسي دقيق تر مي توان دريافت ، گردش كار نا مناسب و قوانين زائد و دست و پا گير می باشد كه تمام توان نيروي كار را هدر مي دهد.

در نتيجه توفيق نيافتن در كار و يا توفيق اندك پیش روی زحمات زياد آنها را خسته و بي علاقه كرده می باشد . سازماني را كه در يك يا چند زمينه ذيل از نارسائيهاي جدي بر خوردار می باشد دچار بيمار ي نرم افزاري
مي دانيم :

  • ساختار ساز ماني : اين ساختار از يكسو نمايش توزيع اختيار و مسئوليت و از سوي ديگر چگونگي ار تباط بين وظيفه هارا نشان مي دهد .
  • رويه كار: شامل گردش كار و دستور العمل هاي انجام كار و يا اجراي كار می باشد . گردش كار ، و چگونگي در گير شدن واحد هاي ساز ماني را براي انجام كار نشان مي دهد.
  • توليد و توزيع اطلاعات : در مراحل مختلف فرآيند عمليات يك ساز مان ، اطلاعات و داده ها ايجاد

    مي شوند . تداوم موفق عمليات ساز مان ارتباط مستقيمي به ميزان بهره برداري از اطلاعات و داده هايي دارد كه در جر يان عمليات توليد مي شوند . اين اطلاعات براي انجام كار پيوسته و مرتبط با هم ، كنترل و تصميم گيري در مورد عمليات ساز مان از يكسو و براي بر نامه ريزي آتي و تداوم فعاليت هاي سازمان از سوي ديگر می باشد . بنابراين بايد روشهاي توليد و توزيع گفته شوند.

  • قوانين و مقررات آئين نامه ها : اين قوانين بسيار پيچيده ، دست و پا گير و بعضا ناسخ و منسوخ يكديگر مي باشند.
  • فرآيند تصميم گيري : شامل افراد و مكانيزمهاي تصميم گيري نظير شوراها و كميته ها می باشد . برخي از نشانه ها و آثار بيماريهاي نرم افزاري ساز مانها به توضیح زير مي باشد:
  • انجام كار هاي يكسان با گردش كاري متفاوت
  • آشنايي كار كنان با كار خود ، اما نبودن نظام مشخص درچگونگي انجام كار
  • نا آگاهي كار كنان از محتواي كار همكاران و نبودن احساس ارتباط منظم بين كار آنان با ديگران
  • وجود طرحها و ايده هاي نيمه كاره و رها شده
  • يكسان نبودن توزيع كار بين كار كنان و تفاوت بين حجم كار افراد هم رده
  • اختلال و مشكلات ناشي از تغيير برخي مديران و كار كنان
  • وجود سوء تفاهم در تماسهاي كتبي و شفاهي براي انجام كار
  • زياد بودن تعداد بخشنامه ها و دستورات منسوخ
  • يكسان نبودن سرعت انجام كار هاي مشابه

دیدگاهتان را بنویسید