فایل تحقیق : دانلود پروژه رشته تربیت بدنی درباره عناصر و عوامل هواشناسي – قسمت سوم

براي آزمون همبستگي به صورت علمي آغاز بايد با فرمول زير مقدار t محاسباتي را حساب نمود.

سپس با در نظر داشتن درجه آزادي n-2 و سطح اطمينان مورد نظر به جدول t-student مراجعه نمود و t را پيدا نمود.

                         |محاسباتي t|>|جدول t|

ما براي اين حوزه عمليات کشيدن مختصات و رسم گرديان را با تمامي ايستگاههاي انتخاب شده انجام مي دهيم .

متوسط بارش ارتفاع ايستگاه
52/255 2540 سخويد
75/193 2470 نير
58/255 2245 تنگ چنار
27/370 2150 بنادک سادات
03/65 1630 ابراهيم آباد
2/364 2420 منشاد
48/65 1440 مهريز
08/126 1680 اسلاميه
31/351 2220 طزرجان
64/260 2500 بيداخويد
25/425 2720 جانبرزان
18/130 1600 تفت
01/54 1237 يزد
13/350 2580 ده بالا

نمودار گراديان آن ها در صفحه بعد آمده می باشد .

معادله گراديان و ضريب همبستگي به دست آمده اين چنين می باشد

براي آزمون همبستگي اعداد را در فرمول مربوطه مي گذاريم

در سطح 99 و 5/99 درصد

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

|محاسباتي t| > | جدول t|

             سطح 99                 68/2 < 10/6

قابل قبول می باشد            05/3<10/6

براي بالا بردن سطح اطمينان و بالا بردن دقت ميزان متوسط ميانگين بارش ايستگاههاي پرت را حذف کرده و سپس مراحل قبلي را انجام مي دهيم.

 

معادله گراديان و ضريب همبستگي به دست آمده اين چنين می باشد :

براي آزمون همبستگي اعداد را در فرمول مي گذاريم

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

                         سطح 99     82/2 < 97/8

قابل قبول می باشد              24/3 < 97/8

روش هيسپومتري :

در اين روش ها ديگر به دنبال رسم مجدد خطوط همباران نمي رويم و با فرض تبعيت خطوط بارش از ارتفاع همين خطوط تراز را ملاک قرار مي دهيم و بارش ها به ازاي آن خطوط را به دست مي آوريم در اين روش پس از اينکه به معادله گراديان رسيديم در نرم افزار ILWIS از روش نقشه خطوط يک نقشه با دسته بندي طبقات ارتفاعي مثلاً 50متر به 50 متر مي سازيم.

و سپس مساحت هر طبقه را در نرم افزار حساب کرده و سپس با بهره گیری از معادله گراديان بارندگي ميزان بارش در هر طبقه را حساب مي کنيم.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

روش هيسپومتري راه سريعتري دارد بدين صورت که در معادله گردايان به جاي H ، متوسط ارتفاع را مي گذاريم .

روش خطوط همباران :

در اين روش بر خلاف روش قبل ارتفاع خطوط همباران را آغاز محاسبه مي کنيم و سپس آن ها را رسم مي کنيم محدوده تغييرات ارتفاع در حوزه از 2066 تا 3750 می باشد دو عدد را در معادله مي گذاريم تا خطوط همباران را بدست آوريم .

اولين خط

سپس اولين خط همباراني که در اين منطقه مي گذرد خط بارش 4/228 ميلي متر می باشد.

 

و آخرين خط همباران در اين منطقه 6/625 مي باشد.

سپس به فواصل 10 ميلي متري خطوط را تقسيم مي کنيم و سپس ارتفاع متناظر اين خطوط بارش را بدست مي آوريم .

سپس با بهره گیری از ILWIS و تعيين خطوط بارش و مساحت هر منطقه نقشه خطوط و مناطق همباران رسم مي گردد که در صفحات بعد آمده می باشد .

حال اين اعداد را در فرمول مربوط به محاسبه متوسط بارش ساليانه يک منطقه به روش خطوط همباران يا هيسپومتري مي گذاريم.

 

(ساليانه طزرجان) متوسط بارش روش
24/374 ميانگين گيري رياضي

هيسپومتري

خطوط همباران

از بين روش هاي فوق هيسپومتري و خطوط همباران دقيق تر مي باشد از بين اين دو باز روش هيسپومتري سريع از خطوط همبازان صحيح تر می باشد.

سپس

متوسط بارش حوزه طزرجان = ؟

بارندگي متوسط ماهانه منطقه :

متوسط بارندگي ماهانه يا Mean Manthly Rainfall مقدار کل متوسط نزولات جوي در طول هر يک از ماه هاي سال مي باشد تغييرات بارندگي ماهانه در طي سال معمولاً به صورت نمودارهاي ستوني يا هيستوگرام نشان مي دهد.

براي اين کار اول براي هر ماه نمودار گراديان بارش رسم مي کنيم و معادله آن را بدست مي آوريم و سپس از تاييد همبستگي به روش هيسپومتري ارتفاع متوسط منطقه را وارد معادله مي کنيم که بارش متوسط آن منطقه در آن ماه خاص بدست مي آيد .

براي رسيدن به همبستگي لازم تعدادي از ايستگاهها در آمار هر ماه حذف شوند تا به همبستگي بسيار قوي برسيم.

در صفحات بعد ليست ايستگاههاي انتخاب شده و نمودارهاي گراديان بارش ماهانه منطقه آمده می باشد .

حالا که براي هر ماه معادله گراديان بارش به دست آمده ، ارتفاع متوسط حوزه را مي گذاريم تا به بارش متوسط منطقه برسيم و سپس روي نموداري ميزان بارش را رسم کرده تا به ميزان و طریقه آن در سال پي برد.

حاصل اين محاسبات و نمودار بارندگي ماهانه حوزه و در انتها نمودار دايره اي ميزان بارش در صفحات بعد آمده می باشد .

پراکندگي بارندگي فصلي حوزه

ميزان متوسط بارش در يک حوزه در طول يک فصل ، بارندگي فصلي حوزه ناميده مي گردد که مي توان به گونه مستقيم متوسط بارش هاي ماه هاي هر فصل بدست مي آيد پراکنش فصلي بارش را معمولاً به صورت نمودار دايره اي نشان مي دهند.

انواع نزولات فصلي به توضیح زير مي باشد.

1- نزولات بهاره : در تمام ايران در اوايل بهار بارندگي کم وبيش هست و سپس فصل خشک شروع مي گردد .

2- نزولات تابستانه : به استثناي سواحل خزر ، تقريباً در تمام ايران تابستان يک فصل خشک می باشد .

3- نزولات پائيزه : در ايران بارندگي اغلب از اواسط پاييز شروع مي گردد.

4- نزولات زمستانه : در ايران به غير از سواحل خزر ، غرب و شمال غرب ، قسمت اعظم نزولات در زمستان می باشد .

براساس اين محاسبات بيشترين درصد بارش در زمستان و کمترين درصد بارش در تابستان می باشد .

انديس بارندگي يا Rain Index عبارت می باشد از تقسيم بارندگي سالانه به ميانگين درازمدت .

از اين پارامتر براي تشخيص سال هاي خشک و تر بهره گیری مي گردد اگر از 1 بزرگتر باشد مرطوب و اگر از 1 کوچکتر باشد خشک محسوب مي گردد.

اين پارامتر براي تمام ايستگاهها محاسبه شده و در صفحه بعد آمده می باشد .

سال هاي 1378 و 1379 و سال هايي خشک و يا تقريباً خشک و سال هاي 1381، 1382، 1383 سال هاي تر يا مرطوب مي باشند.

ميانگين متحرک :

اگر تغييرات زماني داده را مورد بررسي قرار دهيم ممکن می باشد دامنه تغييرات بحدي زياد باشد به حدي که نتوان چيزي درک نمود از Moving Mean يا ميانگين متحرک بهره گیری مي گردد در واقع هدف از ميانگين متحرک شناختي از تغييرات دوره اي يک داده می باشد .

ميانگين هاي متحرک 3، 5و 7 ساله داريم که 5 ساله خيلي رايج می باشد .

مثلاً در ميانگين متحرک 3 ساله از 3 داده اول را ميانگين مي گيريم و روبه روي عدد وسطي مي نويسم سپس اعداد حاصل از ميانگين هاي متحرک را روي محوري با ميانگين دراز مدت مقايسه مي کنيم.

اگر کمتر بود آن سال ، سالي خشک و اگر بيشتر بود سالي تر می باشد .

نتايج حاصل از ميانگين هاي متحرک 3 و5 ساله در صفحات بعد آورده شده می باشد.

خشکسالي :

خشکسالي وضعيتي از کمبود بارندگي و افزايش دماست که در هر وضعيت اقليمي ممکن می باشد رخ دهد خشکسالي (Drought) پديده اي می باشد تصادفي و غيرقابل پيش بيني. اما زماني که اتفاق مي افتد براي مدت طولاني پابرجا باقي مي ماند.

فعاليت هاي بشر تا اندازه زيادي اثرات خشکسالي را تغيير داده و ممکن می باشد نتوان بخوبي ابعاد خشکسالي را تعريف نمود مثلاً در ايران که منابع آب کشاورزي بيشتر از زيرزمين متوسط چاه و قنات تأمين شده ، رطوبت خاک با آبياري جبران مي گردد ممکن می باشد وقوع خشکسالي نقشي در کاهش محصول نداشته باشد مگر اينکه خشکسالي با افزايش دما و بالا رفتن تقاضاي تبخير – تعرق همراه باشد.

تعريف مفهومي خشکسالي :

تعاريف مفهومي در قالب اصطلاحات کلي کمک مي کند تا مفهوم خشکسالي درک گردد.

مثلاً خشکسالي يک دوره ممتد کمبود بارش که منجر به صدمه وارد کردن به محصولات زراعي و کاهش عملکرد مي گردد تعريف مي گردد.

تعريف عملي خشکسالي :

تعاريف عملي جهت تشخيص شروع ، خاتمه و درجه شدت خشکسالي بيان مي گردد.

براي تعريف خشکسالي از لحاظ کمي روش هاي زيادي هست مانند اين روش ها آزمون دنباله ها (runs approach) می باشد در آزمون دنباله ها خصوصيات تصادفي سري هاي زماني مورد بررسي قرار مي گيرد.

و ساير روش هاي تعريف کمي خشکسالي عبارت می باشد :

1- نمايه هاي خشکسالي

2- نمايه شدت خشکسالي پالمر

3- زنجيره مارکف

ويژگي هاي مکاني و زماني خشکسالي :

آغاز و خاتمه خشکسالي

در حالت کلي مي توان گفت زمان آغاز خشکسالي ، زماني می باشد که ذخيره رطوبتي چه در محيط خاک براي خشکسالي کشاورزي و چه در مخازن آبي براي خشکسالي هيدرولوژيک خاتمه يافته باشد انتهاي خشکسالي نيز که مسأله قابل توجهي محسوب مي گردد پايان خشکسالي نسبت به زمان آغاز محسوستر می باشد .

شدت خشکسالي :

هر قدر که ميزان کمبود بارندگي نسبت به شرايط ميانگين کمتر باشد به همان اندازه ميزان تأثير خشکسالي بيشتر نمود عيني پيدا مي کند علاوه بر اين ، ميزان استمرار خشکسالي در يک منطقه نيز گوياي شدت خشکسالي در همان منطقه می باشد .

ميزان کاستي در متغير مورد مطالعه و هم چنين زمان استمرار آن بيانگر شدت خشکسالي می باشد .

فراواني خشکسالي :

فراواني خشکسالي مي تواند در مقياس هاي مختلف زماني براي مثال سالانه ، ماهانه ، فصلي محاسبه گردد محاسبه توزيع فراواني در شدتهاي مختلف مي تواند در ارزيابي قابليت منطقه مورد مطالعه نسبت به شدتهاي مختلف خشکسالي کاربرد داشته باشد اين محاسبه مي تواند از طريق توابع توزيع احتمال فراواني براي بررسي احتمال و با دوره هاي برگشت خشکسالي براي پيش بيني هاي آتي مورد بهره گیری قرار گيرد.

وسعت منطقه اي خشکسالي

رخداد خشکسالي مي تواند در منطقه اي با وسعت چند کيلومتر اتفاق افتد ولي امکان دارد شدت و دوره تداوم آن در سراسر منطقه يکسان نباشد خشکسالي قاره اي که خصوصاً در مناطق خشک اتفاق مي افتد در ناحيه وسيعي که صدها بلکه هزاران کيلومتر مربع را مي پوشاند گسترش پيدا مي کند.

درصد منطقه تحت پوشش خشکسالي
کمتر از 10 محلي
11 تا 20 وسيع
21 تا 30 بسيار وسيع
31 تا 50 فوق العاده استثنايي
بيشتر از 50 ؟ بار

آزمون دنباله ها :

خشکسالي پديده اي می باشد تصادفي و احتمالاتي ولي زماني که اتفاق مي افتد براي مدتي طولاني هست براي تعريف کمي خشکسالي از آزمون دنباله ها بهره گیری مي کنيم.

در اين روش آغاز ميانگين سالانه بارندگي را بدست مي آوريم سپس يک ؟ براي خشکسالي در نظر مي گيريم با نام . اگر مقدار بارندگي در هر سال کمتر از باشد سال خشک و اگر بزرگتر از باشد سال تر می باشد آستانه بارندگي يا براي خشکسالي معمولاً %75 تا %80 متوسط بارندگي سالانه می باشد .

سپس براي هر سال تفاوت را حساب کرده که اگر مثبت باشد ترسالي و اگر منفي باشد خشکسالي می باشد و سپس در يک محور مختصات ، محور افقي سال ها و محور عمودي را رسم مي کنيم.

نمودارهاي آزمون دنباله ها را براي منطقه و تک تک ايستگاهها رسم کرديم که در صفحه بعد آمده می باشد .

شاخص معيار بارندگي يا SIPA

اين شاخص به مقصود بررسي خشکسالي و ترسالي در ايران توسط دکتر محمد خليلي با فرمول زير ارائه شده می باشد .

: بارندگي سال I

: ميانگين بارندگي ساليانه

SD : انحراف از معيار سري بارندگي

سپس از محاسبه SIAP شدت خشکسالي از جدول زير بدست مي آيد.

طبقات شدت خشکسالي SIAP
ترسالي بيشتر از 25/0+
نرمال 25/0 – تا 25/0+
خشکسالي ضعيف 52/0 – تا 25/0 –
خشکسالي متوسط 48/0 – تا 52/0 –
خشکسالي شديد 28/1- تا 48/0 –
خشکسالي بسيار شديد کمتر از 28/1-

 

ما شاخص SIAP را براي همه ايستگاهها محاسبه کرديم که در صفحه بعد آمده می باشد .

در اين شاخص از ميانگين ايستگاهها بهره گیری نکرديم زیرا ممکن می باشد منطقه اي خشکسالي باشد ولي در مجاور آن ترسالي باشد.

سال هاي 1379 و 1378 سال هاي خشک و سال هاي 1381 و 1382 و 1383 سال هاي تر مي باشند.

شاخص دهک هاي بارندگي يا DPI

اين روش در سال 1967 توسط گيبس و ماهر ارائه گردید در اين روش رويدادهاي بارش به 10 دسته تقسيم مي شوند که هر يک از اين دسته ها يک دهک يا Decile گفته مي گردد دهک اول شامل بارندگي هايي می باشد که ميزان آن ها از 10% بارندگي ها که کمترين ميزان بارش را دارند فراتر نمي رود و همين گونه تا دهک دهم . طبيعتاً دهک دهم بيشترين بارندگي را دارد دهک پنجم ميانگين بارندگي را دارد زيرا ميزان بارندگي 50% می باشد .

اين دهک ها را به 5 دسته تقسيم مي کنند که در هر دسته 2 دهک قرار مي گيرد و وضعيت هر دسته در جدول زير آمده می باشد .

طبقات شدت خشکسالي دهک درصد
ترسالي شديد دهک 9 و 10 80 تا 100
ترسالي دهک 7 و 8 60 تا 80
نرمال دهک 5 و6 40 تا 60
خشکسالي دهک 3 و 4 20 تا 40
خشکسالي شديد دهک 1 و 2 0 تا 20

اين روش ، روش واقعاً ساده اي می باشد و به داده ها و الزامات کمتري نسبت به شاخص پالمر نياز دارد .

درصدها اين گونه محاسبه مي گردد.

i : شماره رديف در داده هاي مرتب شده صعودي

N : تعداد داده هاي بارندگي.

دیدگاهتان را بنویسید