دانلود: دانلود تحقیق در مورد پروژه ارتباط بین ایدئولوژی آموزش و پرورش و پذیرش تکنولوژی در معلمان قبل از خدمت -قسمت اول

بعد از ارزیابی تعداد زیادی از برنامه های یکپارچه تکنولوژی در دانشگاه  هاو مدارس مناطق  مختلف ، مشخص گردید که وجود تکنولوژی تضمین کننده بهره گیری از آن در کلاس درس نمی باشد. البته مدلها  و فرضیه های مختلفی کوشش کردهاند تا عوامل دخیل در پذیرش تکنولوژیرا توضیح دهند مدلها و فرضیه ها بر عوامل مرتبط با تکنولوژی تکیه کر ده اند . بر مبنای باز بینی نوشته ها ،ما یک مدل جدید برای پذیرش تکنولوژی را فرض کرده ایم شامل ایدئولوژی آموزش و پرورش بعنوان یک عامل خارجی می باشد. ما کوشش کردایم مدلی را ایجاد کنیم که با در نظر داشتن اطلاعات  گرد آوری شده از پرسشنامه های کامل شده بوسیله 320 معلم قبل از خدمت مطابق با مدل فرضی باشد .متغیرهای مورد بهره گیری از مراحل تحلیل مدل بخشهای از مدل اصلی پذیرش تکنولوزی وشش ایدئولوژی آموزشی مختلف هستند. نتایج نشان دادند که مدل جدید ،با مدل فرض شده مطابقت دارد. پس نتایج نشان می دهد که ایدئولوژی های مختلف آموزشی ممکن می باشد اثرات متفاوت روی پذیرش تکنولوزی توسط معامان داشته باشند.

مقدمه:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

با ظهور سریع تکنولوژی در دهه های گذشته تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی (ICT)در شرکتهای مدرن جدید همراه با دولتهای که زمینه لازم را فراهم کردند یک فرا ساختار تخصصی را ایجاد کردند .به علاوه تغییرات سریع در جنبه های مختلف جامعه ،آموزش و پرورشبصورت یک هنر مرسوم باقی مانده می باشد .(پرکنیز1992ص3)براساس گفته استورمن تغییرات تکنولوژی که جامعه را تحت تاثیر قرار دادهاند ،اکثرا سیستمهای آموزشی را بدون تغییر قرار دادهاند . از آنجایی که کاربران مهم بوده ونقش عمده ای در بهینه سازی تکنولوژی دارند عواملی که بهره گیری از این تکنولوژی را تحت تاثیر قرار می دهند برای محققان از اهمیت خاص بر خوردار می باشد این به آن خاطر می باشد که مبدرت وجود تکنولوژی در کلاس درس تضمین کننده بهره گیری از آن تکنولوژی می باشد. معلمان علاقه چندانی به ترکیب تکنولوزی در آموزش خود ندارند مگر اینکه آنها قبول کنند که تکنولوژی را احساس می کنند و چه عواملی باعث عدم بکار گیری آن میشود.

پذیرش تکنولوژی:

عموما پذیرفته شده می باشد که معامهن امروزی از تکنولوژی آموزشی بنحو گستردهای بهره برداری می کنند .پس ضعف در بکار گیری یا پذیرش تکنولوژی یک مسئله مهم می باشد .از این نظر لازم می باشد که وازه “پذیرش تکنولوژی”را برای تعیین  عوامل اثر گذار براستفاده حقیقی از تکنولوژی آموزشی در محیط کلاس تعریف کنیم.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

دیویسی ،باگوزی و وارث (1989)عوامل خاص تاثیرگذار بر پذیرش تکنولوژی را در مدل پذیرش تکنولوژی خود نشان تعریف کردند . (TAM )TAM.از تئوری رفتاری مشتق شده می باشد ویک مدل کاملا شناخته شده می باشد .که پس از پذیرش آن پیشرفته های قابل ملاحظه ای نمود .برای مشخص شدن بهره گیری از تکنولوژی عوامل متعددی به TAMاضافه شده می باشد . با این حال فقط بعضی عوامل باقی مانده اند که تاثیر عمدهای بر بهره گیری از تکنولوژی دارند برای درک صحیح مدل TAMلازم می باشد تا تئوری های تایید کننده آن مشخص گردند . یکی از این تئوری ها ی رفتاری فرضیه شناخت اجتماعی (SCT)می باشد . فرضیه SCTسه عامل متقابل فرد ؛رفتار و محیط را مشخص می کند.و روابط بین آنها را توضیح می دهد . بر اساس این تقابل عوامل فردی و محیطی رفتار را تحط تاثیر قرار می دهند و بالعکس. SCT دو کانال مختلف نتیجه مورد انتظار و خود اثری را برای دو عامل فرد و رفتار مشخص کرده می باشد بر اساس این فرضیه افراد قبل از انجام کاری دو سوال را از خود می پرسند “آیا من می توانم آن را انجام دهم؟”و”آیا من بایستی آن را انجام دهم؟”اگر آنها بر این باور باشند که قادر به انجام آن  رفتار هستند ونیز اگر آنها نتایج خوبی بعد از انجام آن بدست آورند آنها به احتمال زیاد آنرا انجام می دهند . البته مدل SCT نشان میدهد که چگونه دو عامل اصلی نتیجه مورد انتظار و خود اثری که بر رفتار اثر می گذارند عوامل گرایشی هستند که همچنان نا مشخص مانده اند . در سال 1975فیش بین وآژن با در نظر داشتن عوامل گرایشی در رفتار تئوری عملکرد استدلالی (TRA)را ایجاد کردند.TRAگرایش رفتاری را به عنوان معیار توجه فرد به انجام یک رفتار خاص معرفی نمود و پیش بینی اولیه از رفتار واقعی را نشان داد. پس مطابق با TRAخود اثری و نتیجه مورد انتظار مستقیما بر روی رفتار واقعی تاثیری ندارد و تنها گرایش رفتاری را تحت تاثیر قرار می دهند در سال 1988مدلTRAاصلاح گردید و تئوری به تئوری رفتار طراحی شده(TPB)تغییر نمود .براساس TPB؛رفتار به ندرت بوسیله گرایش رفتاری تحت تاثیر قرار می گیرد و در عوض گرایش رفتاری بوسیله اهداف نُرم شده و کنترل رفتاری دریافت شده و گرایش به سمت رفتار تحت تاثیر قرار می گیرد .

سرانجام در سال 1989،دیویس ،ب ا گوزیوورث و مدلی تحت نام “مدل پذیرش تکنولوژی”  “TMA”را معرفی کردند که شامل بعضی عوامل شاخص تاثیر گذار بر بهره گیری از تکنولوژی بود . همانند TRAمدل TAMتوضیح می دهد که چگونه یک عامل اولیه گرایش رفتاری به بهره گیری بر کاربرد و اتمی سیستم تاثیر مشابه باTAMتوضیح می دهد که چگونه یک عامل اولیه ،گرایش رفتاری باستفاده ،بهره گیری از سیستم واقعیرا تحت تاثیر قرار داده می باشد .البته گرایش رفتاری به بهره گیری تنها عامل مرتبط به کاربرد سیستم واقعی می باشد ،مطالعات اخیر نشان داده می باشد که این عامل فقط یک عامل واسطه می باشد ویک عامل فرضی می باشد که در اکثر مطالعات مورد بهره گیری قرار نمی گیرد.

با در نظر داشتن TPB  ،TAMعوامل گرایشی تاثیر گذار بر گرایش رفتاری به بهره گیری بر مبنای آن عامل و گرایش به سمت بهره گیری از تکنولوژی را توضیح می دهد .در مجموع همانند با SCT   ،TAMاثرات خود اثری ونتیجه مورد انتظار در گرایش به سمت بهره گیری از تکنولوژی را توضیح می دهد TAMعوامل خود اثری ونتیجه مورد انتظاررادر صورت  بهره گیری از تکنولوژی و عدم بهره گیری از تکنولوژی توضیح می دهد در TAMسایر عوامل دیگر مرتبط با پذیرش تکنولوژی را متغییرهای خارجی می نامند .

به صورت اختصار،پذیرش تکنولوژی با چهار عامل اصلی متبط هستند،احساس راحتی در بهره گیری از تکنولوژی ،احساس مفید بودن تکنولوژی ،گرایش به سمت بهره گیری از نکنولوژی و دفعات بهره گیری از تکنولوژی .برای مثال ،اگر افراد احساس کنند که تکنولوؤی کاربردی آسان داشته ودر حوزه آنها مفید می باشد ،این عوامل باعث می گردد که یک گرایش مثبت به سمت بهره گیری از تکنولوژی ایجاد گردد.گرایش مثبت به سمت بهره گیری از تکنولوژی دارای یک ارتباط مثبت با گرایش رفتاری به سمت بهره گیری از تکنولوژی می باشد .با در نظر داشتن این مطالب چهار عاملTAM ،که در شکل یک نشان داده شده می باشد ،به عنوان عوامل اصلی در پذیرش تکنولوژی در این مطالعه در نظر گرفته شده می باشد .        (شکل 1)

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

پس متغییرهای خارجی زیادی در این مدل مورد مطالعه قرار گرفته می باشد و تعدادی کمی از مطالعات بیش از40%انحراف در بهره گیری از تکنولوژی دا توضیح دادهاند . در مجموع لگریش واینگهام وکلریتی گفته اند که TAMیک مدل مفید می باشد اما بایستی با یک مدل گسترده تر که شامل متغییرهای مرتبط با بشر و فر آیند های تغییراجتماع می باشد ادغام شده وبه یک مدل نو آوری شده تبدیل گردد.”مطابق با این ادعا ،سوال اصلی این مطالعه این بوده می باشد که”چه عواملی بطور مستقیم ویا غیر مستقیم تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار می دهند؟این مقاله حدس می زند که ایدئولوژیآموزش می تواند به گونه مستقیم یا غیر مستقیم بر تصمیمات یک فرد اثر بگذارد هر چند هر فردی دارای یک سیستم اعتقادی خاص خود می باشد.

ایدئولوژی آموزشی

ایدئولوژی و آموزشیریشه در ایدئولوژی سیاسی دارندو تصمیمات مرتبط با تصمیم گیری ها را تحت تاثیر قرار می دهند .در سال 1981ویلیام اف اونیل ایدئولوژی های آموزشی را به شش گروه مختلف و دو مجموعه اصلی تقسیم کردند .اونیل این ایدئولوژی ها را بصورت ایدئولوزی آموزشی سنتی و لیبرال تقسیم و برای هر گروه سه زیر گروه دیگر را مشخص کردند . ایدئولوژی سنتی آموزشی شامل بنیاد گرایی آموزشی ،روشنگری آموزش و محافظه کاری آموزش می باشد ایدئولوژی های آموزش ایبرال شامل لیبرالیسم آموزشی ،لیبراثییم آموزشی و آنارشیسم آموزشی می باشد .اوئیل 1990نشان داد که ایدئولوزی های آموزشی با در نظر داشتن اهداف کلی آموزشی ،اهداف مدرسه ،کودک به عنوان یاد گیرنده ،مدیریت و کنترل ،ماهیت برنامه آموزشی ،روشهای ساختاری و ارزیابی و کنترل کلاس درس بر روی عقیده افراد تاثیر گذار هستند . البته اونیل اثرات ایدئولوژی های آموزشی رابر روی پذیرش تکنولوژی آموزشی توضیح نداده می باشد .در اینجا مفید خواهد بود اگر مشخص گردد که ایدئولوژی آموزشی چه هستند . اطلاعات زیر اختصار ای از” ایدئولوژی های آموزشی چه توصیفی های معاصر از اندیشه آموزشی “

در بنیاد گرایی آموزشی ،دانش ابزاری برای تجدید سلختار جامعه با در نظر داشتن الگوی از پیش تعیین شده برای برتری معنوی می باشد که در آن فرد یک عامل معنوی محسوب میشود شیوه کار به صورت تاکتیک ضد عقلانی می باشد که به صورت آزمایش الگوهای ارائه شده اعتقادی و رفتاری می باشد . آموزش وپرورش بعنوان یک اصلاح معنوی در نظر گرفته میشود وایدئولوژی به  اهداف اصلی وجود ی جامعه سنتی و موسسات توجه دارد که تاکیدبر بازگشت بعنوان راهنمایی برای اصلاح دارد .

دیدگاهتان را بنویسید